اگر بخواهیم تمام آنچه تاکنون درباره سیستم شناختی گفتیم را به یک جمله خلاصه کنیم، این است: ذهن ما ظرفیت محدودی دارد و این محدودیت، قدیمیترین آسیبپذیری انسان در برابر دستکاری است. این محدودیت دو وجه دارد. اول، حجم اطلاعاتی که حواس ما میتوانند دریافت کنند بسیار کمتر از آن چیزی است که در جهان وجود دارد یعنی ما تنها بخشی از طیف نور را میبینیم، بخشی از امواج صوتی را میشنویم. دوم، حتی همین اطلاعات محدود هم بیشتر از ظرفیت پردازش ذهن است.
دو نوع توجه؛ دو نقطه آسیبپذیر
توجه به دو شکل اساساً متفاوت عمل میکند. «توجه شناور» آن است که بیاراده و خودکار جلب میشود. مانند محرکی با شدت فیزیکی یا بار معنایی کافی، بدون اینکه بخواهیم نگاهمان را به سوی خود میکشد. «توجه هدایتشده» اما آگاهانه است، ما تصمیم میگیریم روی چه چیزی تمرکز کنیم و چه چیزی را نادیده بگیریم.
این تمایز در زندگی روزمره آشناست: در یک مهمانی پرسروصدا میتوانیم صدای همصحبتمان را از میان همهمه اطراف بشنویم، این توجه هدایتشده است. اما اگر ناگهان کسی نام ما را در گوشه دیگری از سالن بگوید، توجهمان بدون اراده به آن سمت کشیده میشود، این توجه شناور است که وارد عمل شده.
اما این سازوکار یک هزینه دارد که معمولاً از آن غافلیم: هر چیزی که خارج از کانون توجه باشد، بهکل وجود ندارد. رانندهای که با تلفن صحبت میکند، خطری را که در دید مستقیم اوست نمیبیند، نه بهخاطر اینکه چشمانش بسته است بلکه بهخاطر اینکه ظرفیت توجهش پیش از رسیدن به آن خطر مصرف شده است.
وقتی هشدار، خودش تهدید میشود
برای جبران این محدودیت ذاتی، در محیطهای حساس مثل خلبانی، جراحی، کنترل ترافیک هوایی، مراکز انرژی سیستمهای هشداردهی دیجیتال طراحی شدهاند که وقتی چیزی از دید اپراتور خارج میشود، وارد عمل میشوند. اما همین سیستمها خودشان یک آسیبپذیری جدید ایجاد کردهاند.
وقتی هشدارها پشت سر هم و بیوقفه فعال میشوند، چه بهدلیل خطای سیستم، چه بهدلیل حمله عمدی اپراتور بهتدریج نسبت به آنها بیتفاوت میشود. این «خستگی هشدار» یک پدیده مستند در سوانح صنعتی است؛ بیمارستانها، مراکز کنترل انرژی، فرودگاهها و جادهها همه شاهد حوادثی بودهاند که ریشهشان در یک اقدام ساده بود: اپراتوری که هشدار را خاموش کرد نه از بیتوجهی، بلکه دقیقاً بهخاطر اینکه آنقدر هشدار شنیده بود که دیگر معنایی برایش نداشت.
آلودگی توجه؛ سلاحی که از ظرفیت محدود ما استفاده میکند
در جنگ شناختی، این دو آسیبپذیری که مطرح شد یعنی محدودیت ذاتی توجه و خستگی هشدار بهصورت هماهنگ هدف قرار میگیرند. بمباران اطلاعاتی، اخبار انحرافی و هشدارهای بیوقفه، ظرفیت توجه را پیش از رسیدن به اطلاعات واقعاً مهم مصرف میکنند. نتیجه نه لزوماً باور به اطلاعات غلط، بلکه چیزی مؤثرتر است: ناتوانی از تشخیص اطلاعات درست.
این مکانیسم یک پیامد تربیتی روشن دارد. ما در آموزش رسمیمان تمرین «توجه هدایتشده» میدهیم، یعنی یاد میگیریم در امتحان روی سؤال تمرکز کنیم. اما تمرین «مدیریت توجه در محیط پر از محرک رقیب» که دقیقاً همان شرایط فضای اطلاعاتی امروز است جایی در برنامه درسی ما ندارد. نسلی که یاد نگرفته توجهش را در برابر طراحیهای هدفمند برای پراکنده کردن آن حفظ کند، آسیبپذیرترین هدف جنگ شناختی است.
در یادداشتهای بعدی، از آسیبپذیریها به راهبردهای دفاعی میرسیم، اینکه چه ابزارها و ساختارهایی میتوانند در برابر این حملات سپر باشند.
منبع: NATO Science and Technology Organization: “Cognitive Warfare: The Future of Cognitive Dominance”
جنگ شناختی چیست و چه تأثیری بر تصمیمگیری و رفتار ما دارد؟
یادداشت ششم: محدودیت توجه چگونه مورد حمله قرار میگیرد؟
اگر بخواهیم تمام آنچه تاکنون درباره سیستم شناختی گفتیم را به یک جمله خلاصه کنیم، این است: ذهن ما ظرفیت محدودی دارد و این محدودیت، قدیمیترین آسیبپذیری انسان در برابر دستکاری است. این محدودیت دو وجه دارد. اول، حجم اطلاعاتی که حواس ما میتوانند دریافت کنند بسیار کمتر از آن چیزی است که در جهان وجود دارد یعنی ما تنها بخشی از طیف نور را میبینیم، بخشی از امواج صوتی را میشنویم. دوم، حتی همین اطلاعات محدود هم بیشتر از ظرفیت پردازش ذهن است.
دو نوع توجه؛ دو نقطه آسیبپذیر
لینک کوتاه : https://rastakhabar.ir/?p=10282
- نویسنده : محمدمهدی یوسفی
- 19 بازدید
- بدون دیدگاه














