• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 10 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Tuesday - 26 May - 2026
0
نگاهی به گزارش پایش جهانی درباره فرصت‌ها و چالش‌های فناوری در آموزش

درس بزرگ گزارش یونسکو: اولویت با معلم است، نه ابزار

  • کد خبر : 10299
  • ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰:۰۵
درس بزرگ گزارش یونسکو: اولویت با معلم است، نه ابزار
شاید مهم‌ترین مفهومی که در بحث‌های فناوری آموزشی نادیده گرفته می‌شود، هزینه‌ی فرصت باشد: هر ریالی که صرف خرید تبلت و پروژکتور و سامانه‌ی هوشمند می‌شود، ریالی است که می‌توانست صرف چیز دیگری شود. گزارش پایش جهانی آموزش یونسکو در سال ۲۰۲۳، این مسئله را با جسارتی غیرمعمول طرح می‌کند که نتیجه آن برای جامعه‌ی آموزشی ایران با محدودیت منابعش، باید جدی گرفته شود: اولویت با معلم است نه ابزار.

شاید مهم‌ترین مفهومی که در بحث‌های فناوری آموزشی نادیده گرفته می‌شود، هزینه‌ی فرصت باشد: هر ریالی که صرف خرید تبلت و پروژکتور و سامانه‌ی هوشمند می‌شود، ریالی است که می‌توانست صرف چیز دیگری شود. گزارش پایش جهانی آموزش یونسکو در سال ۲۰۲۳، این مسئله را با جسارتی غیرمعمول طرح می‌کند که نتیجه آن برای جامعه‌ی آموزشی ایران با محدودیت منابعش، باید جدی گرفته شود: اولویت با معلم است نه ابزار.
عدد روی میز
برآورد گزارش این است که گذار به یادگیری دیجیتال پایه و اتصال همه‌ی مدارس به اینترنت، در کشورهای کم‌درآمد و متوسط رو به پایین، پنجاه درصد به شکاف تأمین مالی آموزش اضافه می‌کند. یعنی همان کشورهایی که هم‌اکنون برای دستیابی به اهداف ابتدایی آموزش مثل آموزش ابتدایی همگانی و حداقل سطوح سواد و حساب منابع کافی ندارند، اگر بخواهند هم‌زمان پروژه‌ی دیجیتال‌سازی را پیش ببرند، فاصله‌شان از این اهداف بنیادین بیشتر می‌شود نه کمتر.
تخمین جداگانه‌ی گزارش هشدارآمیزتر است: کشورهای کم‌درآمد، تنها برای رسیدن به سطح محدودی از یادگیری دیجیتال و برق خورشیدی برای همه‌ی مدارس تا سال ۲۰۳۰، باید سالانه بیست‌و‌یک میلیارد دلار اضافه به هزینه‌های سرمایه‌ای و دوازده میلیارد دلار به هزینه‌های عملیاتی اختصاص دهند. این منابع از کجا می‌آید؟ گزارش پاسخ مستقیمی نمی‌دهد، اما به‌طور ضمنی روشن است: یا از بخش‌های دیگر آموزش، یا از وام‌های بین‌المللی یا از حذف اولویت‌های توسعه‌ای دیگر.
پول هست، اما خرج نمی‌شود یا بد خرج می‌شود
اما هزینه‌ فرصت تنها به پول محدود نیست. پول اغلب به‌درستی هم خرج نمی‌شود: شصت‌و‌هفت درصد مجوزهای نرم‌افزاری آموزشی در آمریکا بلااستفاده می‌ماند؛ هشتاد و پنج درصد ابزارهای فناوری آموزش به ارزش سیزده میلیارد دلار «نامناسب یا به‌اشتباه پیاده‌سازی‌شده» تشخیص داده شده‌اند. این یعنی حتی منابعی که هزینه می‌شود، اغلب اثر عملی ندارد.
نمونه‌ی پرو در گزارش، نمادین‌ترین تصویر از این مسئله است. این کشور بیش از یک میلیون لپ‌تاپ بین دانش‌آموزان توزیع کرد، اما چون این ابزارها در برنامه‌ی آموزشی ادغام نشدند و معلمان برای استفاده‌ی مؤثر از آن‌ها توانمند نشده بودند، هیچ بهبودی در یادگیری ثبت نشد. در همان زمان، چین با رویکردی متفاوت توزیع ضبط‌های باکیفیت دروس به صد میلیون دانش‌آموز روستایی نتایج تحصیلی را سی‌و‌دو درصد بهبود داد و شکاف یادگیری شهر و روستا را سی‌و‌هشت درصد کاهش داد. تفاوت در هزینه نبود؛ تفاوت در این بود که چه چیزی در اولویت قرار گرفت.
معلمی که فراموش شده است
گزارش به یک نکته‌ی محوری می‌رسد: اولویت معلم بر ابزار. تمرکز افراطی بر فناوری، منابع مالی و توجه سیاستی را از توانمندسازی معلمان منحرف می‌کند. در حالی که داده‌های موجود نشان می‌دهد:
تنها نیمی از کشورها استانداردهایی برای توسعه‌ی مهارت‌های فناوری معلمان دارند. تنها چهل‌و‌سه درصد از معلمان مقطع متوسطه در مطالعه‌ی بین‌المللی TALIS احساس آمادگی برای استفاده از فناوری در تدریس داشتند. هفتاد و هشت درصد معلمان در مطالعه‌ی ICILS اعلام کردند که در استفاده از فناوری برای ارزیابی، اعتمادبه‌نفس ندارند. در دوران همه‌گیری کرونا، در یک نظرسنجی جهانی در صد و شصت‌و‌پنج کشور، دو نفر از هر پنج معلم از دستگاه شخصی خود استفاده می‌کرد چون مدرسه ابزار کافی نداشت.
این داده‌ها یک تصویر روشن می‌سازند: نظام‌های آموزشی پول صرف خرید ابزار می‌کنند، اما معلمی که قرار است این ابزار را به کار بگیرد، نه آموزش کافی دیده، نه دستگاه دارد و نه احساس آمادگی می‌کند. در چنین شرایطی، ابزار صرفاً در گوشه‌ی کلاس خاک می‌خورد یا بدتر، به مانعی در فرآیند آموزش تبدیل می‌شود.
معادله‌ی روشن برای ایران
برای نظام آموزشی ایران که با محدودیت منابع جدی روبه‌روست، این داده‌ها یک معادله‌ی روشن طرح می‌کند:
آیا یک کلاس درس با معلمی توانمند، کتاب درسی باکیفیت و ساعت کافی برای آموزش، با همان منابع نتایج بهتری تولید نمی‌کند تا کلاسی پر از تبلت و پروژکتور با معلمی که فرصت آموزش دیدن نداشته است؟
پاسخ گزارش یونسکو روشن است. این به معنای رد فناوری نیست گزارش به‌صراحت موارد بسیاری از کاربرد مؤثر فناوری را نشان می‌دهد، از آموزش رادیویی در نیجریه که برای هشتاد درصد عشایر سواد آموخت تا برنامه‌ی Telesecundaria در مکزیک که ثبت‌نام دبیرستانی را بیست‌و‌یک درصد افزایش داد. این به این معناست که فناوری زمانی ارزش سرمایه‌گذاری دارد که در یک نظام آموزشی توانمند، با معلمان شایسته و برنامه‌ی درسی منسجم نقش مکمل ایفا کند نه زمانی که جایگزین این بنیان‌ها شود.
چهار پرسش که هر تصمیم‌گیرنده باید پاسخ دهد
گزارش یونسکو در پایان خود، «قطب‌نمای چهاربعدی» برای سیاست‌گذاران ارائه می‌دهد. پرسش‌ها به این ترتیب‌اند: آیا این فناوری برای زمینه‌ی محلی مناسب است؟ آیا یادگیرندگان محروم را جا نمی‌گذارد؟ آیا مقیاس‌پذیر است؟ و آیا آینده‌ی پایداری را پشتیبانی می‌کند؟
اگر این چهار پرسش پیش از هر تصمیم خرید فناوری در نظام آموزشی طرح شود، بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های بی‌اثر کنونی متوقف خواهد شد. اما طرح این پرسش‌ها نیازمند چیزی است که در فضای کنونی کم‌یاب است: شجاعت گفتن «نه» به فشارهای بازار، رسانه و گاه دستگاه‌های اداری که از تصمیم‌گیران می‌خواهند سریع، چشم‌گیر و دیجیتال عمل کنند.
پرسش بنیادین گزارش «این فناوری قرار است چه مسئله‌ای را حل کند و آیا با همین منابع، راه‌حل اثربخش‌تری وجود ندارد؟» باید در هر جلسه‌ی تصمیم‌گیری درباره‌ی فناوری آموزشی پیش روی سیاست‌گذاران قرار گیرد.
تا زمانی که این پرسش طرح نشود، پول صرف فناوری می‌شود اما یادگیری بهبود نمی‌یابد. چنان‌که گزارش یونسکو با صراحت یادآور می‌شود، یک شکست سیاستی است که هزینه‌اش را نه دولت‌ها، بلکه دانش‌آموزانی می‌پردازند که فرصت آموزش بهتر را از دست داده‌اند.

لینک کوتاه : https://rastakhabar.ir/?p=10299

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.