هرگونه سهلانگاری در سیاستگذاری دانشگاه فرهنگیان، از جمله افزایش سن پذیرش، خسارتهای جبرانناپذیر بهدنبال دارد
دوره تخصصی سرمایه با محوریت تحول منابع انسانی آموزشوپرورش برگزار شد
توسعه و تبیین فرهنگ نماز یکی از مهمترین برنامههای وزارت آموزشوپرورش است
اصرار بر افزایش سقف سنی دانشگاه فرهنگیان؛ دهنکجی به نظرات کارشناسی تعلیموتربیت است
بحران مرجعیت در آموزشوپرورش و ضرورت حضور الهیات سیاسی در تعلیموتربیت
مخالفت دفاتر فرهنگیان اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان
موج اعتراض معلمان، دانشجومعلمان و کارشناسان به طرح افزایش سقف سنی پذیرش در دانشگاه فرهنگیان
تکذیب آمارهای مطرحشده دربارهی نرخ درگیری دانشآموزان با اعتیاد و موضوعات غیراخلاقی/ اعدادی که در سطح چندصدمدرصد هم نیست در سطح درصد بیان میشود
معلمان، منبع علم و دانشآموزان، ثروتهای ملی یک کشور هستند. پس باید برای این ثروت و منابع ملی هزینههای کافی صرف شود تا بتوان از آنها حفظ و حراست کرد.
فراهم کردن شرایط تحقق دو محور عدالتسازی و عدالتخواهی به عوامل موثری هچچون بحث بودجه یا خبره بودن عوامل دست اندرکار بستگی دارد. اگر سرمایهی کافی نباشد، اینکه از طرف مقابل بخواهیم که وضعیت مطلوب را فراهم کند، مانند این است که از او بخواهیم به دیوار مشت بزند! از طرفی وقتی سرمایه باشد، ولی طرف مقابل نداند که باید در چه حوزهای سرمایه را استفاده کند مانند این است که در دریا آب بریزد. اثر کار باید مشخص باشد و این وقتی میسر است که همهچیز درجای خود باشد و هرکس، مسئولیتهای خود را به درستی انجام دهد.
اساسیترین نکته درباره آییننامه شورای عالی آموزش و پرورش، این است که اجرای آن به معنی واگذاری اصلیترین و بزرگترین وظیفه دانشگاه فرهنگیان یعنی تربیت معلم، و نه صرفا توانمندسازی، به سایر مراکز است و همین موضوع موجب میشود که دانشگاه فرهنگیان عملا نقشی در تربیت معلم نداشته باشد و تنها مرکزی برای توانمندسازی باشد و به نقل از دانشجومعلمان معترض به این آیین نامه، با اجرای آن، دانشگاه فرهنگیان به بنگاه کاریابی تبدیل میشود.
ریحانه نادرینژاد، پژوهشگر جامعهشناسی توسعه: «اگر دولت آینده بخواهد برای عدالت آموزشی کاری انجام دهد، بهتر آن است که عدالت آموزشی را در مرکز ثقل قرار بدهد و درباره آن حرف بزند، نظریه تولید کند و نظام آمار و اطلاعات و گزارشهای خود را تقویت کرده و شفاف کند».
مسئلهی تأمین و تربیت نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش در ایران، از جمله مسائلی است که بحث پیرامون آن همواره با اختلافنظرهایی همراه بوده است. مسئولان با نادیده گرفتن ایرادات مدیریتی و به جای آن به راه انداختن زمزمه واگذاری مسئولیت این دانشگاه نسبت به حذف دانشگاهی که مرکز ثقل نظام تعلیم و تربیت است، خیز برداشتهاند. آنطور که از شواهد پیداست، دانشگاه فرهنگیان صاحبخانههایی دارد که عموما، مرامِ میزبانی ندارند!
معاون برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه توانستیم برای سال ۱۴۰۰ مجوز جذب حدود ۵۰ هزار نیرو (۲۵ هزار نفر از محل کنکور سراسری و ۲۵ هزار نفر از محل ماده ۲۸ اساسنامه یا همان آزمون استخدامی) دریافت کنیم گفت: «موافقت اولیه اخذ شده و بهزودی دفترچهی آن در بخش آزمونهای استخدامی در سایت سنجش بارگذاری میشود».
بسیاری از معلمان با گزینش آموزش و پرورش در استانهای مختلف و با سوابقی تا ۲۰ سال با مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد و حتی دکتری مشغول به تدریس در مقاطع مختلف هستند ولی هیچ حمایتی از آموزش و پرورش را دریافت نمیکنند و باید چارهای برای این مشکلات اندیشیده شود و سازوکاری مشخص شود تا این معلمان از حقوق ادارهکار، مزایا و بیمه برخوردار شوند و حتی می توان معلمان دارای صلاحیت را نیز به استخدام درآورد.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا نظام پذیرش دانشجو به شیوه غیرمتمرکز است و میتوان گفت در این کشورها نظام حقوق و دستمزد عادلانهتری نسبت به کشور ما حاکم است؛ این باعث میشود افراد رویاهایشان را در علایق و استعدادهایشان دنبال کنند، نه در رشتهها یا مشاغلی که موسسات سودجوی مافیایی به آنها معرفی میکنند.