• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 10 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Tuesday - 26 May - 2026
0

ذهن؛ میدان نبردی که هنوز پدافندی برای آن نساخته‌ایم

  • کد خبر : 10257
  • ۰۶ تیر ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۳
ذهن؛ میدان نبردی که هنوز پدافندی برای آن نساخته‌ایم
خطای رایجی وجود دارد که «جنگ شناختی» را معادل «جنگ روانی» می‌پندارد. این دو مفهوم، هرچند در ظاهر هم‌پوشانی دارند و گاه در ادبیات رسانه‌ای به‌جای یکدیگر به کار می‌روند، از زاویه‌ای بنیادین متفاوتند. جنگ روانی بر احساسات و باورهای جمعی اثر می‌گذارد؛ جنگ شناختی اما یک لایه عمیق‌تر را هدف می‌گیرد: نه آنچه می‌اندیشیم، بلکه چگونگیِ اندیشیدن ما.

خطای رایجی وجود دارد که «جنگ شناختی» را معادل «جنگ روانی» می‌پندارد. این دو مفهوم، هرچند در ظاهر هم‌پوشانی دارند و گاه در ادبیات رسانه‌ای به‌جای یکدیگر به کار می‌روند، از زاویه‌ای بنیادین متفاوتند. جنگ روانی بر احساسات و باورهای جمعی اثر می‌گذارد؛ جنگ شناختی اما یک لایه عمیق‌تر را هدف می‌گیرد: نه آنچه می‌اندیشیم، بلکه چگونگیِ اندیشیدن ما.
در این نوع جنگ، ذهن انسان به میدان نبرد تبدیل می‌شود. هدف، تغییر خروجی تصمیم‌ها نیست؛ هدف دستکاری در خودِ فرایند تصمیم‌گیری است یعنی بازنویسی نرم‌افزاری که با آن واقعیت را تفسیر می‌کنیم. ناتو در نخستین نشست علمی خود در این حوزه که خرداد ۱۴۰۰ در فرانسه برگزار شد جنگ شناختی را به‌عنوان ششمین عرصه نبرد، پس از زمین، دریا، هوا، فضا و سایبر به رسمیت شناخت. این طبقه‌بندی راهبردی از سوی یکی از جدی‌ترین ائتلاف‌های نظامی جهان، نشان می‌دهد که با یک مفهوم آکادمیک انتزاعی روبه‌رو نیستیم.
ویژگی بارز این تهدید، ماهیت بی‌صدا، تدریجی و پنهان آن است. حمله شناختی اغلب نه قابل رصد است و نه قابل انتساب به منبعی مشخص. تنها چیزی که آشکار می‌شود اثر آن است: تصمیم‌هایی که گرفته شده، ادراک‌هایی که شکل گرفته و رفتارهایی که از آن‌ها سر زده است. درست در همین لحظه‌ی آشکار شدن اثر است که باید پذیرفت حمله موفق بوده است.
این‌جاست که یک پرسش تربیتی جدی سر بر می‌آورد: ما در طول سال‌های تحصیل به نسل‌های خود یاد داده‌ایم چه بیندیشند، اما کمتر آموخته‌ایم چگونه اندیشیدن را بیاموزند. همین خلأ، زمینه‌ای مساعد برای نفوذ شناختی فراهم می‌کند؛ ذهنی که به پرسیدن و سنجیدن عادت ندارد، آسان‌ترین هدف است.
در عرصه‌های نظامی سنتی به رادار، پدافند و واکنش سریع نیاز داریم؛ در عرصه شناختی به ابزارهای معادل آن‌ها: سامانه‌های رصد و شناسایی حملات ذهنی، لایه‌های دفاع اطلاعاتی و ظرفیت عملیات شناختی فعال. غفلت از این زیرساخت، نه به بهای از دست دادن یک نبرد، بلکه به بهای از دست دادن توان تصمیم‌گیری مستقل در بحران‌هایی خواهد بود که بدون یک تیر، امنیت ملی، انسجام اجتماعی و اقتدار حاکمیتی را تهدید می‌کنند.
شاید مهم‌ترین وجه تمایز این تهدید از تهدیدهای متعارف، گستره هدف آن باشد. جنگ شناختی نه فقط فرماندهان نظامی یا تصمیم‌گیران سیاسی، بلکه تمام جامعه را در تیررس می‌گیرد. آموزش این حوزه از جنگ به نیروهای مسلح و مسئولان از طریق سازوکارهای رسمی ضروری است اما کافی نیست زیرا مقاومت شناختی یک پدیده اجتماعی است. در این معادله معلم به عنوان قدیمی‌ترین و ماندگارترین نهاد انتقال فرهنگ نقشی دارد که هیچ سازمان امنیتی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. کلاس درس اگر به درستی اداره شود، می‌تواند اولین سنگر دفاع شناختی باشد.
جامعه‌ای که شهروندانش از کودکی با پرسشگری انتقادی، سنجش منابع اطلاعاتی و مقاومت در برابر دستکاری روایت آشنا شده باشند، دفاعی‌ترین جامعه در عصر جنگ شناختی است. رسیدن به این نقطه اما نه با بخشنامه ممکن است، نه با شعار، بلکه تنها با سرمایه‌گذاری جدی و پیوسته در تربیت ذهن‌هایی که یاد گرفته‌اند چطور به صورت انتقادی فکر کنند.

لینک کوتاه : https://rastakhabar.ir/?p=10257

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.