به گزارش سرویس مدارس پایگاه تحلیلی خبری رستا، نفیسه خاکسفیدی، اخیرا فوت متوالی معلمان هنگام رفت و آمد طولانی به محل کار در چند شهر بر اثر تصادف حادثه آفریده است.
دو ماه پیش خبر درگذشت چند تن از معلمان همه جامعه تعلیم و تربیت را متاثر کرد؛ معلمانی که برای خدمترسانی به دانشآموزان خود هر روزه مجبور بودند فاصله زیادی از محل سکونت خود تا مدرسه، بدون هیچ گونه چشمداشتی طی کنند و در این مسیر طولانی مدرسه تا منزل، جان خود را از دست دادند؛ معلمانی که امروز جایشان در کلاسهای درسشان خالیست که به چند مورد اشاره میکنیم.
۵ معلم آذربایجان شرقی روز سهشنبه، سوم اسفند ۸۹ دچار سانحه تصادف شدند و جانشان را از دست دادند؛ این معلمان در حال عزیمت به محل کار خود در حوالی هشترود بودند.
۱۹ آذر سال ۱۳۹۰ نیز همان ماجرا دوباره تکرار شد؛ باز هم ۵ نفر و این بار ۵ معلم جوان، هنگامی که از میناب عازم محل کار خود در روستای گرکان در فاصله ۴۰ کیلومتری شهرستان میناب بودند، در میانه راه با یک دستگاه خودروی وانت که متعلق به قاچاقیان سوخت بود، تصادف کردند و هر پنج نفر آنان جان باختند.
صبح ۶ مهر ماه ۱۳۹۵ نیز بر اثر تصادف مینیبوس حامل معلمان با یک دستگاه تریلی در محور شازند، ۲ نفر از معلمان فوت کردند.این مینیبوس حامل ۱۱ معلم بود که این معلمان با همراهی یکدیگر برای رسیدن به مدرسه خود در بخش روستایی بازنه مینیبوس را اجاره کرده بودند.
۳ دبیر چهار محالی بیست دوم آذر ۱۴۰۲ در مسیر بازگشت از مدرسه، دچار سانحه تصادف شدند و جانشان را از دست دادند این معلمان در حال عزیمت به محل کار خود در روستای جونقان بودند.
اینها تنها بخشی از حوادث سالهای اخیر بودند.
بومیگزینی اجرا نشده
نکته حائز اهمیت این است که طی سالهای گذشته، آموزش و پرورش در استفاده از نیروی انسانی، بومی گزینی را به دلایل مختلف اجرا نکرده و یا ناقص اجرا کرده است؛ ضمن اینکه در برخی مناطق نیز نیروی بومی دارای شرایط معلمی یا متقاضی شغل معلمی نبوده و ماحصل این اتفاق، طی کردن مسیر طولانی برای رسیدن به مدرسه را رقم زده است.در این میان، از سوی آموزش و پرورش نیز هیچگونه چارهای از این حیث اندیشیده نشده است و ما مکرراً شاهد جان باختن این معلمان در حوادث مسیر هستیم.
بُعد مسافت، کاهنده بازدهی
معلمانی که برای رسیدن به محل تدریس خود مسافتهای طولانی میپیمایند، در دراز مدت نسبت به معلمانی که چنین مشکلی ندارند، دچار رکود مطالعاتی می شوند؛ چرا که بیشتر زمان و انرژی آنان در راه رسیدن به خانه و مدرسه تلف می شود. بیتوجهی بهوسیله حمل و نقل معلمان از ضعفهای آموزش و پرورش به شمار میرود. چرا که بسیاری از ادارههای غیرآموزشی برای این مشکل کارمندان خود راهحلی یافتهاند اما آموزگاران همچنان دغدغه چگونگی رسیدن به محل کار را در برنامههای روزانه خود دارند.
عدم تعادل محل زندگی و تدریس معلمان در نوع آموزش آنان نیز تاثیر گذاشته است؛ به طوریکه تعداد زیادی از معلمان به دور از مشکلات زندگی دانشآموزان زیستهاند و عدم تعادل جغرافیایی موجب میشود تا این افراد با عدم انطباق شرایط و آموزش مواجه شوند.
زنگ بیدار باش آموزش و پرورشآموزش و پرورش اکنون موظف است با تصمیمگیری درست در سازماندهی نیرو و یا دادن اسکان و ساخت منازل همجوار مدرسه و…. از رقم خوردن اینگونه حوادث غمانگیز جلوگیری و یا از آمار آن بکاهد. اما تا کنون هیچ اقدام موثری از این حیث اندیشیده نشده است. انتظار میرود برای حفظ جان این دست از معلمان و ادامه روند آموزش و آسیبهای مترتب بر آن، تمهیدات لازم در نظر گرفته شود تا بیش از این شاهد اینگونه اتفاقات ناگوار نباشیم.














