به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا، در حالیکه نظام تعلیم و تربیت کشور بیش از هر زمان دیگری به دقت، حساسیت و سختگیری در فرآیند جذب معلم نیاز دارد، خبرها از ارائه پیشنهادی حکایت دارد که میتواند این مسیر را با چالش جدی مواجه کند. بر اساس این پیشنهاد، آزمون اختصاصی تربیت معلم با کنکور سراسری ادغام شده و مهمتر از آن، مرحله «ارزیابی تکمیلی»—شامل مصاحبه و سنجش شایستگیهای حرفهای—بهطور کامل حذف میشود.
در بخش نخست این پیشنهاد، ادغام زمان برگزاری آزمونها با استناد به شرایط خاص کشور قابل بحث و تا حدی قابل پذیرش است. در وضعیتهای بحرانی، کاهش دفعات برگزاری آزمون و مدیریت تجمعات میتواند توجیهپذیر باشد. اما مسأله اصلی، حذف کامل مرحلهای است که دقیقترین ابزار سنجش صلاحیتهای معلمی به شمار میرفت.
ارزیابی تکمیلی، صرفاً یک مرحله تشریفاتی نبود؛ بلکه فرصتی برای سنجش ابعاد شخصیتی، مهارتی و انگیزشی داوطلبان بود. حذف این مرحله، به معنای تقلیل فرآیند گزینش معلم به یک آزمون تستی است؛ آزمونی که اساساً توان سنجش شایستگیهای تربیتی و انسانی را ندارد. پرسش جدی اینجاست: چرا هر بار که با یک بحران مواجه میشویم، به جای اصلاح و تطبیق فرآیندها، صورتمسأله را پاک میکنیم؟
این تصمیم، علاوه بر کاهش دقت در گزینش، مسأله «عدالت» را نیز زیر سؤال میبرد. ارزیابی تکمیلی فرصتی بود برای جبران کاستیهای آزمون کتبی و شناسایی استعدادهایی که شاید در چارچوب تستی قابل سنجش نبودند. حذف آن، مسیر را به نفع یکسویهنگری آموزشی تغییر داده و شانس دیدهشدن برخی داوطلبان توانمند را از بین میبرد.
از سوی دیگر، این تغییر در حالی رخ میدهد که پیشتر نیز تصمیم بحثبرانگیز افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان، انتقاداتی را به همراه داشت. اکنون، حذف مرحله ارزیابی تکمیلی، حلقه دیگری از تصمیماتی است که بهنظر میرسد بدون پشتوانه کارشناسی کافی و بدون توجه به پیامدهای بلندمدت اتخاذ میشود.
نکته مهمتر آن است که موضوع تربیت معلم، یک تصمیم کوتاهمدت یا مقطعی نیست. ما درباره افرادی تصمیم میگیریم که قرار است حداقل سه دهه در کلاسهای درس حضور داشته باشند و نسل آینده را تربیت کنند. آیا میتوان به بهانه یک بحران چندماهه، کیفیت چنین فرآیند راهبردی را کاهش داد؟
این روند، در تضاد آشکار با تأکیدات مکرر رهبر شهید انقلاب بر اهمیت ارتقای کیفیت جذب و گزینش معلمان است؛ تأکیداتی که بر تقویت—و نه تضعیف—فرآیندهای ارزیابی دلالت دارد. با این حال، آنچه امروز در حال وقوع است، نهتنها ادامه آن مسیر نیست، بلکه نوعی عقبگرد محسوب میشود.
بهنظر میرسد پیش از هر تصمیم شتابزده، لازم است سناریوهای جایگزین با نگاه کارشناسی طراحی شود؛ سناریوهایی که ضمن در نظر گرفتن شرایط خاص کشور، سهم و اثر ارزیابیهای کیفی—بهویژه ارزیابی تکمیلی—را حفظ کند. حذف این مرحله، شاید کار را سادهتر کند، اما قطعاً هزینههای سنگینتری برای آینده نظام تعلیم و تربیت به همراه خواهد داشت.














