به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا، ۹۲ دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در نامهای خطاب به رئیسجمهور نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر پزشکیان
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم؛
در برههای از تاریخ سرنوشتساز میهن اسلامی ایستادهایم که هر تصمیم، خطکشی و تفاهمنامهای میتواند هندسه قدرتِ فردا را ترسیم کند. نظر به انعقاد تفاهمنامه اخیر اسلامآباد میان رئیس جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و مباحث جاری پیرامون استمرار فرآیندهای دیپلماتیک و مذاکرات هستهای آتی، بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان، بهعنوان دیدهبانان جوانِ عرصه تعلیم و تبیین گفتمان انقلاب اسلامی، بر خود فرض میداند تحلیل، دغدغهها و هشدارهای راهبردی خود را صریح، مستدل و با ادبیاتی برآمده از عقلانیت انقلابی، به استحضار شما و افکار عمومی ملت شریف ایران برساند.
عهد الهی کارگزاران و ثقلِ مسئولیت در منطق اسلامی
آقای رئیسجمهور، اکنون که با ابراز آمادگی و تضمین شخصی، مسئولیت خطیر مواجهه با پروندههای کلان بینالمللی را عهدهدار شدهاید، یادآوری این نکته مبرهن دینی ضرورت دارد که در اندیشه سیاسی اسلام، پذیرش مناصب حاکمیتی، دِینی سنگین، امانتی الهی و طوقی فرساینده بر گردن کارگزاران است؛ همانگونه که امیر مؤمنان علی(ع) در منشور جاودانه خود خطاب به کارگزاران فرمودند: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ».
شما امروز سکاندار مقدرات ملتی هستید که فراتر از یک جغرافیای سیاسی، بهعنوان پناهگاه راهبردی مستضعفان جهان و جبهه حق در برابر کلاندستگاه استکبار شناخته میشود؛ سرزمینی که از یک سو، هویت تمدنی، دیرینگی و اصالت چند هزار سالهاش پهنه گیتی را درنوردیده و از سوی دیگر، تار و پود نظام سیاسیاش با دماء مطهر شهیدان فضیلت و در رأس آنها، قائد شهید و امام امت اسلامی، آبیاری شده و قوام یافته است. تصدی تکالیف چنین کشوری در بیسابقهترین و حساسترین پیچ تاریخی، امری گذرا و تشریفاتی نیست؛ بلکه مایه خسران یا سعادت دنیوی و اخروی شما در پیشگاه باریتعالی خواهد بود.
از منظر ساختاری و گفتمانی، معماری سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر پایههای لیبرالدموکراسی یا الگویی سکولار بنا نشده، بلکه منبعث از نظریه ولایت مطلقه فقیه است که در آن، صرفِ اخذ «اجازه» راهگشا نبوده، بلکه احراز و جلب «رضایت» ولیّ خدا و امام جامعه، شرط بنیادین عاقبتبخیری و مشروعیت گامهاست. انتظار وثیق نخبگان و تودهها این بود که با تأسی به سیره امامِ جامعه، اولویتها و ترجیحات راهبردیِ فراتر از مسیر کنونی را ارجحیت میدادید؛ اما حال که با سپردن تضامینِ متقن، قدم در این مسیر نهادهاید، واقفید که این تعهد ابداً به معنای اذنِ بیقید و شرط نیست، بلکه بار مسئولیت شما را مضاعف و سنگینتر میکند. در این چارچوب، رضایتمندی آحاد ملت مبعوث نیز همسو و در طولِ رضایت ولیامر شکل گرفته و آحاد مردم با نگاهی مطالبهگر، جزءبهجزء تعاملات دیپلماتیک شما را به نظاره نشستهاند.
صیانت از شروط اساسی و خطوط قرمز تفکیکناپذیر ملی
تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که هرگونه عدول از اصول قطعی کشور، پیامدهای جبرانناپذیری بر امنیت ملی تحمیل خواهد کرد. مردم شریف، بهعنوان پاسداران حقیقی دستاوردهای انقلاب، صراحتاً اجازه عقبنشینی از محددات زیر را نخواهند داد:
۱. حاکمیت و مدیریت انحصاری ایرانی بر تنگه هرمز
این شاهراه حیاتی و چهارراه مواصلاتی انرژی جهان، اهرم پدافندی و ژئوپلیتیک بیبدیل جمهوری اسلامی است. در جریان تحولات پیچیده و نبردهای اخیر که از آن بهعنوان جنگ تحمیلی سوم یاد میشود، اقتدار ایران در این پهنه آبی تمام قدرتهای استکباری را به چالش کشید؛ تا جایی که ناظران بینالمللی وزن استراتژیک این مؤلفه قدرت را همتراز با بازدارندگی تسلیحات بنیادین ارزیابی کردند. هرگونه مسامحه یا نادیده انگاشتن این مزیت مطلق استراتژیک در مبادلات دیپلماتیک، خیانت به داراییهای ملی و مانع توسعه اقتصادی میهن است. این اهرم فوقراهبردی باید تماماً تحت فرماندهی و مدیریت حاکمیتی ایران باقی بماند تا منافع تجاری آن تضمین گردد.
۲. حفظ تمامعیار حقوق هستهای و بازدارندگی راهبردی
بر همگان و حتی دشمنان مبرهن است که طبق فتوای شرعی و اصول دکترین دفاعی ما تا بدین لحظه، تسلیحات کشتار جمعی و بمب اتمی جایی در راهبرد ایران ندارد و به تعبیر صریح قائد شهید امت، هیاهوی غرب پیرامون این موضوع صرفاً بهانهای برای متوقفسازی پیشرفت و دستاویزی برای سلطه بر ماست. ما هرگز تهدیدی برای صلح جهانی نبودهایم که مالکان جنایتکار زرادخانههای اتمی نگران دانش ما باشند. در چنین فضایی، دستاندازی به حق غنیسازی یا واگذاری دستاوردهای فنی، نهتنها چرخه پزشکی هستهای و رادیوداروها را با بحران مواجه میسازد، بلکه لایه بازدارندگی نسبی کشور را در برابر وحوش افسارگسیخته بینالمللی نابود کرده و چراغ سبزی برای جسارتهای بعدی و حتی تهدیدات اتمی آنان خواهد بود.
۳. تداوم و تقویت پیوند انداموار با محور مقاومت در لبنان
پشتیبانی جمهوری اسلامی از حماسه مقاومت در لبنان، صرفاً یک وظیفه آرمانی در دفاع از مظلوم نیست؛ بلکه ناشی از همپوشانی دقیق و انطباق ماهوی امنیت ملی ما با مرزهای مقاومت است. توسعه غده سرطانی صهیونیسم در جغرافیای لبنان، موجودیت کل منطقه غرب آسیا را با خطری حیاتی مواجه ساخته و هدف آن، قطع کردن بازوان راهبردی ایران اسلامی است. بحران کنونی لبنان، مسئلهای اساسی است که اگر با حمایت قاطع مواجه نشود، آسیبهای جبرانناپذیری را متوجه جغرافیای مادری ما کرده و دیگر اضلاع جبهه مقاومت را در محاصره خفقانآور قرار خواهد داد. کنایه سخیف و تکراری «سرِ مار» که از دهان اهریمنان بینالمللی خارج میشود، گواه آشکاری بر هدفگذاری نهایی آنها برای نابودی میهن عزیزمان است؛ امری که تحولات سالیان اخیر، پرده از واقعیت آن برداشته است.
هشدارها و الزامات گفتمانی در عرصه داخلی و بینالمللی
جناب آقای پزشکیان؛ در جبهه مقابل، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نه دو بازیگر مجزا با منافع متمایز، بلکه شیاطینی تروریستی با جغرافیای پراکنده اما هویتی واحد و تفکیکناپذیرند. فرآیند پازلگونه آنها در قالب بازی تکراری «پلیس خوب و پلیس بد»، حیلهای برای استمرار تجاوزگری است. چگونه میتوان به رفتارهای کشوری اعتماد کرد که رئیسجمهور آن یک روز دعوت به خویشتنداری مزورانه میکند و روز بعد، به بهانههای واهی همچون سقوط یک پهپاد، بارها توافقات آتشبس را نقض کرده و از تشدید تنش ابایی ندارد؟ نباید در محاسبات کلان دچار خطای ادراکی شد.
در همین راستا، نکات تحلیلی زیر جهت اصلاح رویکردها ارائه میشود:
مغتنم شمردن نقدها بهعنوان پشتوانه اجتماعی: آحاد جامعه شریفی که به این نظام قوام بیش از پیش بخشیده و در فرازونشیبهای چند دهه گذشته از آن پاسداری کردهاند، پس از شهادت رهبر بزرگوار خود، به مقام بعثت جمعی و بلوغ سیاسی رسیدهاند. طبق گزارش رسمی معاونت راهبردی ریاستجمهوری، بیش از ۵۶ درصد مردم با حضور فیزیکی خویش در میادین و تجمعات انقلابی، همبستگی عمیق خود را با نهضت و پشتیبانی از رزمندگان به رخ کشیدهاند. حتی آنان که به هر دلیلی امکان حضور نیافتند، دل در گرو حبّ وطن دارند. لذا صدای منتقدان این مسیر دیپلماسی نباید خاموش شود؛ این تکثر و نقدهای نخبگانی، پشتوانه و سرمایه بزرگی برای شما در عرصههای بینالمللی است.
پرهیز از محدودسازی قوه مقننه: جلوگیری از برگزاری جلسات علنی مجلس شورای اسلامی طبق مصوبه شعام، تقریباً به معنای حذف یکی از قوای سهگانه از فرآیند تصمیمگیریهای کلان و به حاشیه راندن امر قانونگذاری است. پارلمان را نباید بهعنوان یک کانون تقابلی و مزاحم نگریست، بلکه باید نظیر کشورهای غربی، از مواضع محکم قوه مقننه بهعنوان ابزار فشار کارآمد علیه طرفهای خارجی بهره برد.
ضمناً لازم به ذکر است که بایکوت رسانهای و فشارهای دستوری، اعمال تضییقات و فشار بر رسانه ملی (صداوسیما)، مجامع نخبگانی، دانشگاهها و رسانهها بهمنظور عدم نقد تفاهمنامهها و رویکرد دستگاه دیپلماسی کشور، مصداق انسداد و بایکوت خبری است. سزاوار است بهجای صدور ابلاغیههای حذفی و تهدیدکننده، شیوه محاوره علمی، منطقی، مستدل و اقناعی، با ظرافت و احترام کامل در فضای عمومی کشور جاری شود.
انذار نسبت به مأیوسسازی افکار عمومی و ابراز ضعف
جناب آقای رئیسجمهور، تأکیدات مداوم و چسبندگی مفرط مجموعه دولت به این گزاره که «تنها راهکار حل معضلات، تفاهم با آمریکاست»، در کنار بنبستنمایی از وضعیت جاری کشور، بزرگترین پیام ضعف را به حریف مخابره میکند. این رویکرد، دشمنِ بدعهد را ترغیب میکند تا با خروجِ مجدد از توافقات و افزایش فشارهای اقتصادی، امتیازات بیشتری بازستاند و کشور را به دالان بیبازگشت دیپلماسی اجباری تسلیم بکشاند که غایت آن، ایجاد طمع در جبهه مقابل برای افروختن شعلههای جنگی دوباره است. در حالی که طبق تأکیدات مکرر رهبر شهید انقلاب، امروز تنها راه قوی شدن و مواجهه با جبهه کفر، پیادهسازی مفهوم مقاومت در تمامی معادلات و محاسبات کشور است.
ادبیات یأسآلود، اتخاذ نگاه یکجانبه به آسیبهای نبرد و نادیده انگاشتن دستاوردهای عظیمی که سبب شد ایران اسلامی، مطابق گزارشهای همهجانبه رسانههای بینالمللی مبنی بر پیروزی راهبردیاش در این رویارویی، بهعنوان یک ابرقدرت نوظهور جهانی جلوهگر شود، خطای فاحش محاسباتی است. این نوع موضعگیریهای منفعلانه، غربیها را به این جمعبندی میرساند که تصمیماتشان در اعمال فشارهای همهجانبه نظامی و اقتصادی مؤثر واقع شده و تکرار آن میتواند ایران را به عقبنشینیهای بنیادین وادارد.
لذا ضمن تأکید بر لزوم هشیاری کامل، از جنابعالی خواستار است با اتکا به ظرفیتهای درونی، تکیه بر سرمایه عظیم اجتماعی ملت، پایبندی قاطع به ارکان مکتب مقاومت و صیانت ناموسی از خطوط قرمز هستهای و منطقهای، خونخواهی رهبر شهید را اولویت خود قرار دهید و مانع از شکلگیری یک خسارت محض دیگر در تاریخ دیپلماسی کشور شوید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته














