به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا، یادداشت رضا کلیوندی، دبیر واحد روایت مدرسه
ما علی را دوست داریم. بعد از نام مبارکشان «علیهالسلام» میگذاریم، نجف را به برکت ایشان زیارت میکنیم. سخنوری و عدالت و شجاعتشان را بیهتا میدانیم، و همیشه به یتیمنوازی و کمکشان به فقرا غبطه میخوریم.
تکجملهای همهی چیزی که در ادامه میخوانید، اینست که اینها ما را شیعه نمیکند.
که معاویه هم محبّ امیرالمؤمنین بود. اگر بسیاری از ما ردیف و قافیه نمیدانیم، معاویه میدانست و برای ایشان شعر هم سروده است.
امام خامنهای
«اشکال کار از اینجا شروع میشود که من و شما، که امروز شیعهی علی بن ابی طالب هستیم و باید به او اقتدا کنیم، اگر از ابعاد شخصیت او چیزی ندانیم، اشکال در هویت ما به وجود میآید. کسی ادعایی ندارد ولی ما ادعا داریم که میخواهیم جامعهی ما جامعهای علوی باشد.»
این چندجمله از رهبر شهید انقلاب در تاریخ 20 بهمن 1374 بوده و به صورت مستقیم از حلقه سوم کتاب انسان 250 ساله نقل شده است. کتابی که عصارهی دید امام خامنهای (ره) به زندگی ائمه اطهار علیهم السلام است و مخاطب را در مسیر شناخت همه ابعاد شخصیت پیشوایان دینی هدایت میکند.
از کاریکاتور تا آینه
سه دقیقه کنار بگذارید. صدایتان را ضبط کنید و یکنفس دربارهی امیرالمؤمنین صحبت کنید.
متنی که در ادامه میخوانید نتیجهی همین کار است که توسط 23 دانشآموز مقطع دوم متوسطه انجام شده است.
«حضرت علی اینقدر به حقالناس اهمیت میداد که حتی یک سکه از آن را به برادرش نداد»، «کسی بود که زیر بار ظلم نمیرفت، در مقابل ناحقی سکوت نمیکرد و میخواست عدالت را برقرار کند»، «سبک مدیریتی خاصی داشت و ناظری دلسوز بود و جلوی گرانفروشی را میگرفت»، «اسوه کامل عدالت و ایمان و الهام بخش»، «سر نماز به یه فقیر انگشتر دادن»، «اسم ایشان همراه ویژگیهای اخلاقی مثبت همراه است. مهربانی و امانتداری و دلسوزی»، «یهود به خاطر قلعه خیبر از امام علی کینه به دل گرفت»، «پیامبر گفت هر کس که من مولا و رهبر او هستم، علی مولای اوست»، «در کعبه به دنیا آمد و اولین شهید محراب بود»، «لقبش مرتضی و کنیهاش ابوالحسن»، «عدالتی سختگیرانه و لغو امتیازات ناحق»، «پس از 25 سال حکومت را پذیرفت»، «توسط ابن ملجم به شهادت رسید و آرامگاهش در نجف است»، «از قبیله هاشمی بودند، قبیله هاشمی به شجاعت و صفات حسنه اخلاقی معروف بوده است»، «از ایشان میشود درست زندگی کردن را یاد گرفت»، «در همهی جنگهای مهم نقشی کلیدی داشت»، «بیش از حد تنها و همیشه بییاور بودند» «فرقی بین عرب و عجم نمیگذاشت».
و تا دلتان بخواهد بیان مشخصات شناسنامهای و گفتن از شجاعت، عدالت، سادهزیستی، مهربانی و سه چهار واقعه مثل غدیر، آیه انذار و حدیث ثقلین و دیگر تهتهش نام بردن از سه جنگ اصلی ایشان در زمان خلافت.
شجاعت علی را و عدالت و مهربانیاش را کاریکاتوری میشناسیم. یک لفظ و عبارت کلی کلیشهشده که فلانی عادل و مهربان و شجاع بود. مسئله اینست حتی ممکن است خودمان هم ناخواسته و بهخاطر عدم شناخت کافی مقابل این عدالت و شجاعت امیرالمؤمنین قرار بگیریم. از شجاعت و عدالت و مهربانی ایشان به غیر از چند روایت کلی چیزی نمیدانیم و همین مسئله به دیدی کاریکاتوری از ایشان دامن میزند.
مؤمن به اندیشهی تشیع، آینهی مجاهدت و مبارزهی امام برای برپایی دین خداست و مؤمن به اندیشهی کاریکاتوری از علی و حسن و حسین، مانند زنجیری شکسته و بریده از اصل به هر اتفاقی به چپ و راست میرود و اسیر جلوههای تمدنی غرب یعنی عدالت و آزادی و رفاه (بیتوجه به هدف اصلی زندگی) است. مومن به اندیشهی اصیل تشیع و انسان 250 ساله همهی این مظاهر پر زرق و برق را به بند جهاد کشیده است و در معرکه فعال و کنشگر است. در سوی مقابل روایتهای کلی و شناخت کاریکاتوری از ائمه اطهار علیهم السلام، فرد را در بند مصداق و تطبیق میگذارد و در نهایت منجر به انفعال میشود.
انقلاب اسلامی ایران خوانشی از امامت و تشیع دارد که منجر به کنشگری و فعالیت و مبارزه میشود. حجتیه دوربرگردان این اندیشه است و ختم به انفعال و بیکاری؛ یعنی همان دید و شناخت کاریکاتوری از امیرالمؤمنین و دیگر ائمهی اطهار. اگر شناختتان محرک فعالیت برای اسلام بود به کام انقلاب است ولی اگر همین شناخت ختم به انفعال و کلیشههای کلی شد، به کام حجتیه! واضح، رُک، و بدون تعارف.
شاهدی که از غیب میرسد
دو هفته قبل در گروه همکارانی که داریم خواهش کردم برای تحقیقات متناسب با همین مسئلهی شناخت کاریکاتوری یا حقیقی از پیشوایان دینی از دانشآموزان کلاسشان سوالی بپرسند! سوالم این بود: «دربارهی دوران زندگی حضرت علی علیه السلام چه میدانید؟» چیزی شبیه همان دعوت به ضبط سه دقیقه درباره ایشان که در بخش قبلی طرح کردم. از میان همهی همکاران یک نفر پیشقدم شد. دبیر زیست مدرسهای هیئتامنایی در یکی از شهرستانهای استان تهران که سال اول خدمتش هم هست. معلمی خوشذوق که با صبوری دو سه روز وقت گذاشت و کار را انجام داد. به گفتهی معلم، تعدادی از بچهها بعد از مجازی شدن کلاسها چندان فضای پیامرسان شاد را بررسی نمیکنند. بعضی هم که به صورت کلی نسبت به موضوعات اینچنینی بیتفاوت هستند. در کل از حدود 135 دانشآموز 20 نفر به صورت صوتی و 3 نفر هم مکتوب مواردی که به ذهنشان میرسید را ارسال کردند. خلاصه و جمعبندی نکات این 23 نفر که به وضوح درباره حضرت امیرالمومنین مطالعات اضافی هم انجام داده بودند را در بخش قبلی خواندید. عباراتی کلی، روایاتی معروف و حتی بعضی تلفظهای غلط مثل اَحَد، جُمَل، خارج (خوارج) و لغاتی از این دست.
هدف از این نمونه، ارائه پروژه تحقیقاتی نیست. چندان جامعیت ندارد و با اصول اولیه علم آمار هم در تضاد است. از ابتدا هم چنین هدفی نداشتهام. هدف از این کار صرفاً یک بررسی میدانی بین دانشآموزانی بود که بیش از 10 سال بخشی زیادی از عمرشان را در مدرسه و تقریباً همهی عمرشان را در نظام آموزش و پرورش رسمی انقلاب اسلامی ایران سپری کردهاند و هنوز در شناخت جامع از شخصیت اولین امامشان ناتوان هستند. برخی هم که بکلی بیگانه بوده حتی از ولادت ایشان در کعبه هم شگفتزده شده بودند.
جنگ روایتها
روایت جنگهای کنونی به کنار. روایت 47 سال دشمنی آمریکا و اسرائیل و مزدورانشان هم به آن یکی کنار. بخش اعظمی از بدنهی انقلاب اسلامی ما روایتی بسیار کهنهتر را هم به خیل رسانهی دشمن واگذار کردهاست. روایت دینی. روایتی که از پیشوایان دینی ما کاریکاتورهایی به سود حجتیه و انفعال ساخته است.
و این مسئله، صرفاً در بند روایت دینی و هویت دینی نوجوانان باقی نمانده است. بلکه به روایت ملی و هویت ملی هم سرایت کرده. یکی از دانشآموزان در واکنش به پرسشی که طرح شد، از ماندانا و خشایار و خسروپرویز و رستم و یزدگرد و آذرمیدخت و بوعلی و رودکی گفته بود. و البته باز هم کلیشهای و قصههای خوشگل از تاریخ باستان و بدون کوچکترین عمقی. که همان هم منجر به هویت ملی نشده و نخواهد شد.
بیانصافی!
جنگ رمضان تاکنون چهار هفته طول کشیده. جنگی که یک طرفش دو قدرت اتمی آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستادهاند و طرف دیگر همهی آنچه از اسلام ناب میشناسیم. جمهوری اسلامی با همین تربیتهای نیمبند هم توانسته دردانههایی داشته باشد که در بخشش جان و مال و آبرو برای انقلاب و وطن کم نگذارند. واقعیت میدان و خیابانهای همهی شهرهای ایران شاهدی عینی از عظمت همین مردم و نتیجهی تربیت همین ساختار است. ولی بیانصافی است که جای کار بیشتر را نبینیم. بیانصافی است از روزی 6 یا 8 ساعت مدرسه رفتنی که از ابتدائیات تربیت دینی هم اینچنین عاجز است چیزی نگوییم. بیانصافی است جای کار بیشتر و ساماندهی نظامات تربیتی و فرهنگی چیزی نگوییم.
هویت ملی و دینی نوجوانان از سال 1394 بشدت مورد توجه رهبر شهید انقلاب قرار گرفت و همین مسئله تحرک نسبتاً خوبی در همهی دستگاههای اثرگذار بر آموزش و پرورش رسمی ایجاد کرد؛ تحرکات و کارهایی جزیرهای و ناکافی که به وضوح نیازمند ساماندهی و توجه بسیار بیشتر از شرایط کنونی است.
ساختاری که تحت نام وزارت آموزشوپرورش میشناسیم تنها متولی نیست ولی بدون تعارف مهمترین است و میتواند بیش از این جریانساز باشد.
مؤخره: صمیمانه از زحمات خانم رحیمی و دانشآموزانشان بابت مشارکت در نگارش این یادداشت تشکر میکنم.














