یکی از کلیشهانگاری های عصر حاضر را میتوان «مسئولیت» نام نهاد. اینکه آدم در مقام و منصبی قرار میگیرد و بعد از چندی جای خود را به دیگری میدهد بی آن که خود را متعهد و ملزم به پاسخگویی به جامعه و ذینفعان آن جایگاه بداند. در حالی که اساسا #مسئولیت اسم مصدری به معنای «مورد سئوال و مواخذه شدن» است.
ایام تغییر دولتها در کشور متاسفانه چنان تغییر فصول سال است. حتی در بهار طبیعت به ناگاه ادارات مبتلا به نسیم پاییزی میشوند و آدمیان از منصبها بهسان برگ از درختان، جدا میشوند. دست بر قضا تغییر دولت اخیر با موج بازنشستگی نسل اول مدیران [دهه شصت] همزمان شده است و شاهد رویش های جدیدی در ساختار اجرایی کشور هستیم. از اینرو این بهار جبری [که هر سی یا چهل سال اتفاق می افتد] فرصت مغتنمی برای تحول ساختار اداری کشور است.
مدتهاست در گفتوگوهای تفصیلی با دوستان جوان بر ضرورت استفاده از این فرصت تاریخی [به ویژه در آپ] تاکید داشتیم. از چند ماه قبل در فراخوان اینستاگرامی عمومی از همه معلمان جوان صاحب اندیشه درخواست کردیم تا دیدگاه هایشان پیرامون بایدها و نبایدهای فرآیند تغییر نسل در آموزش و پرورش به اشتراک بگذارند. تعدادی از دوستان منت نهادند و ایدههایشان را مطرح و به گفتوگوی عمومی گذاشتند.














