The Emperor’s Club 2002
مقدمه لازم ؛
اگر در دانشگاه فرهنگیان دانشجومعلم بوده باشین یا فارغالتحصیل رشته علوم تربیتی در سایر دانشگاه ها بوده باشید احتمالا عنوان یکی از یکی از سختترین دروس پاس شده تون «مکاتب فلسفه تربیتی» بوده. درسی به شدت زمخت، حوصله سربر با واژه های نامأنوس مثل ایدئالیسم، رئالیسم، ناتورالیسم، پراگماتیسم و از همه بامزهتر اگزیستانسیالیسم …
حتی به خاطر سپردن تلفظ بعضی عنوان هاش سخت خواهد بود، چه رسد به توانایی تفکیک تفاوت ها و شباهت های هر مکتب با مکتب دیگری
کمی درباره فیلم ؛
شخصیت اصلی داستان معلمی است شبیه ناظم های کلاسیک دهه شصتی خودمون _ البته منهای ترکه انار _ که همه باید ازشون حساب ببرند ( تذکر در سکانس های آغازین بابت راه رفتن روی چمن ها ) و همه چیز باید دقیق و معین سر جای خودش باشه ( مرتب کردن صندلی قبل از ورود دانش آموزان )
ضمنا ایکل هافمن کارگردان این فیلم خودش در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرده برای همین شاید علاقه مند به ساخت فیلمی در این موضوع شده
نگاه تربیتی ؛
این فیلم به نوعی آگاهانه یا ناخودآگاه معرف و تجلی مکتب ایده آلیسم است. هرچند رگه های نازکی از پراگماتیسم ذاتی آمریکایی رو هم درون خودش داره علاوه بر اون میشه در فیلم « محافظه کاری ادموند برکه » و یا « پایدارگرایی ژاک مارتین » را هم به عنوان مکاتب متاخر تر مشاهده کرد.
در مکتب تربیتی ایدئالیسم #پیشرفت به مثابه نوعی تکامل فرهنگی در تاریخ بشری روایت میشه ؛ برنامه درسی از مجموعه ای از معارف کلی و مطلق استخراج شده پس موضوعاتی مثل فلسفه، الهیات، تاریخ، ادبیات و … که به نوعی امور انتزاعی و عقلانی اند مورد تاکید قرار می گیرند.
در این مکتب دانش آموزان از طریق خودفعالی (سکانس های مطالعه در فضای خارج کلاس و مشارکت مفید در کلاس درس ) مسئول ساخت ذهنی خویش اند. برای همین معلم وظیفه داره تا فضای کلاس رو برای مباحثه آماده کنه ( سکانس های گفت و گوی کلاسی) تا افراد بتوانند با روش دیالکتیکی خردورزی کنند.
معلم در فرآیند آموزشی مکتب ایده آلیسم نقش کانونی و محوری رو ایفا می کنه ، یعنی فردی بالغ که در زندگی روزمره خودش تونسته به سطحی از کمال و آگاهی و رشد شخصیتی برسد تا به عنوان مرجع و الگوی ارزش ها همواره در برابر دید شاگردان قرار گیرد.
معلم در نهایت جام شوکران رو می نوشد و در یک کشمکش درونی به نفع صداقت حکم می کند. ( سکانس های پایانی و عذرخواهی از مارتین بلایت بابت حذف اون و فرستادن سجویک به مسابقه سزار) . شخصیت معلم همه ویژگی های هفت گانه ای که «دونالد باتلر در کتاب ایدئالیسم و آپ» معرفی کرده رو کاملا میشه با شخصیت ِ معلم این فیلم تطبیق داد.
و سرانجام فیلم بلعیدن شدن «هویت ایدئالیسم مدرسه» توسط بازار و سرمایه هستیم!
و اما حواشی ؛.
نکته جالب ماجرا
حضور متنوع دانش آموزان در فینال مسابقه سزار است!
ایپاک مهتا » هندو
لوئیس مسعودی » ایرانی
سجویک بنت » آمریکایی
که در نهایت یک هندو پیروز این مسابقه می شود.
راستی همه ما دانش آموزان ایرانی در دوره مدرسه شون قطعا واژه های «آشور» و «بابل» رو شنیدند هرچند اما شاید تعداد کمی شون یادشون مونده باشه لوح قانون حمورابی متعلق به پادشاه آشور بوده یا بابل، اگر این رو هم بدونیم بیاید بپذیرید که قطعا هیچکدوم نمی دونستیم این لوح بلاخره توسط کی به تاراج رفت!
بعله، شوتروک ناهونته
و این کلیدواژه آغازین فیلم «باشگاه امپراطور» بود، ماهم اسم این پادشاه مقتدر ایلامی رو نشنیدیم چون به قول فاضل نظری :
قصهی فرهاد دنیا را گرفت ایپادشاه
دل بهدست آوردن از کشورگشایی بهتر است














