• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 25 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Wednesday - 10 June - 2026
2
یادداشت

والمَثَل الاعلی/ جنگ رمضان و وظایف تاریخی معلم

  • کد خبر : 10114
  • ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰:۰۳
والمَثَل الاعلی/ جنگ رمضان و وظایف تاریخی معلم
معلمیم. مدرسه تعطیل شده. وظیفه و جنگ و جامعه که نه. و وظایف ما هم جدای از همان سه ساحت امام و رهبر در جامعه نیست. نمونه‌ی عینی از مکتب، جهاد و مبارزه، و تبیین ایدئولوژی. و در هیچ کدام هم تخفیف ندهید. نه بترسید و بترسیم و نه مماشات کنید و خوشامد و بدامد دو دردانه‌ی رنگی‌پنگی را بکنیم و بکنید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا؛ یادداشت رضا کلیوندی، دبیر واحد روایت مدرسه رستا؛
و امام باید مثال اعلی و نمونه‌ی عینی از مکتب باشد. و رهبر شهیدم اینگونه بود. نمونه‌ای عینی از گفتمان جمهوری اسلامی. سید خطابش کنم یا مقام معظم، یا رهبری، یا آقا، به قول خارجی‌ها آیت‌الله یا شاید هم حضرت آقا و امام. و هیچکدام مثل «امام» برازنده نیست که نایب حضرت حجت بودند. حتی رهبر شهید هم حق مطلب را در خصوص آیت الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای ادا نمی‌کند. و این مثل اعلی هم از بیانات خودشان در تبیین نقش‌های امام در جامعه است.
 
انسان ۲۵۰ ساله
عنوانی که خواندید کتاب معروفی است که بیانگر دیدگاه تحلیلی ایشان به زندگی مبارزاتی و مجاهدت ۱۴ معصوم است. ایشان در تبیین نقش امام در جامعه سه مقام را در نظر می‌گیرند. اولی همین نمونه‌ی عینی از مکتب است. یعنی خودِ کسی که داعیه‌دار عَلَم امامت است یک نمونه‌ی عالی و مثالی حاضر از چیزی باشد که مکتب در همه‌ی ساحت‌های زندگی می‌گوید. دومین مورد محافظت از ایدئولوژی و مکتب است. تنها امام حاضر هر عصر است که می‌تواند ایدئولوژی و مکتب را تبیین کند و پاسخگوی مسائل و ابتلائات خاص زمانه باشد. مورد آخر هم کوشش و مجاهدت برای ایجاد یا ابقای جامعه و نظام اسلامی است. دین می‌آید تا سیستم اجتماعی را عوض کند، حکومت را بدست بگیرد و قدرت سیاسی که جهت‌دهنده‌ی جامعه است را هدایت کند.
 
داستان کربلا
و داستان کربلا همان داستان امت ماست. «هر که می‌خواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند.» سیدِ شهید، آوینی اصلِ اصل مبنا را رو کرده است. داستان ما، همان داستان کربلاست. و داستان امام و رهبر ما هم همان داستان رهبران کربلاست. امامی که در هر سه ساحت فدایی اسلام و امت اسلامی است. این تکه را از زبان امام خامنه‌ای بشنوید:
«ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ می‌داند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. ملّت ایران در واقع می‌گویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.»
 
یا نمی‌فهمید یا می‌ترسید یا مماشات می‌کنید

امام جامعه، سه نقش را عهده‌دار است. سه وظیفه‌ی اساسی نسبت به اسلام و امت. خیلی‌ها نوشتند. از صغیر بگیر تا کبیر و اسم‌ و رسم‌دار. شخصیت امام خامنه‌ای را ستودند. (ساحت اول) و خیلی آرام و به قول امروزی‌ها نایس از کنار دو ساحت و نقش دیگر عبور کردند. برخی که گستاخ‌تر بودند سنگی هم برداشتند و زدند و برخی سکوت مطلق پیشه کردند. امام، سه نقش را با هم دارد. بی‌توجهی به یکی‌شان ناقص و ناقض همان امامت است و ناشی از دید سطحی و ناکافی یا خدای نکرده مغرضانه از شرایط. جمهوری اسلامی نقض‌های ساختاری و مدیریتی خاص خود را دارد، همه چیز اصلاً گل و بلبل نبوده ولی خب انصاف کجاست؟ کی طاغوت اجازه داده همه چیز در حکومت اسلامی گل و بلبل باشد. هم طاغوت داخلی و هم خارجی. و همه چیز از همان جایی شروع می‌شود که برخی تندتر و برخی کندتر از امام جامعه قدم برمی‌دارند. تاریخ گواهی داده اولی‌ها زیر باز مسئولیت زانویشان خرد می‌شوند و از راه می‌مانند و دومی‌ها در کوره‌راه‌ها گم می‌شوند. امام خامنه‌ای را کامل ببینید. نه ناقص. ناقص دیدن شخصیت ایشان و هر سه ساحت وجودی امام جامعه ابتدای تحریف جمهوری اسلامی است.
 
معلمی، شغل انبیاست
آنقدر این جمله‌ی امام خمینی (ره) را توی گوشمان خوانده‌اند که ذهنمان نسبت بهش بی‌حس شده. و راستش بی‌حسی حق مطلب را ادا نمی‌کند. خارجکی‌ها لغتش را نامب (numb) می‌گویند. ذهنمان در اثر ازدیاد استعمال این عبارت نامب شده. کرخت و بی‌حس. مثل گوشت مرده. و هیچ درکی از عظمتش نداریم. وظیفه شاخ و دم عجیبی ندارد. معلمیم. مدرسه تعطیل شده. وظیفه و جنگ و جامعه که نه. و وظایف ما هم جدای از همان سه ساحت امام و رهبر در جامعه نیست. نمونه‌ی عینی از مکتب، جهاد و مبارزه، و تبیین ایدئولوژی. و در هیچ کدام هم تخفیف ندهید. نه بترسید و بترسیم و نه مماشات کنید و خوشامد و بدامد دو دردانه‌ی رنگی‌پنگی را بکنیم و بکنید.
 داستان ما، ادامه‌ی همان داستان کربلا است. و لازمه‌ی کنش صحیح درک شرایط است. ولایت را درک کنید و درک کنیم قبل از آنکه دیر شود. تجربه‌ی شخصی‌ام این است که حلقات دوم و سوم انسان ۲۵۰ ساله پایه‌ی محکمی است برای درک و فهم مفاهیمی که خیلی‌ها از صغیر و ممیزان عرصه کنشگری گرفته تا کبیران اسم و رسم دار به لطایف الحیل از کنارش رد می‌شوند.

لینک کوتاه : https://rastakhabar.ir/?p=10114

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.