به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا، ریحانه شریفی، خبرنگار سرویس تربیت معلم در یادداشتی نوشت: گلزار شهدای کرمان، پایتخت مقاومت ایران، تا سال ۹۸ میزبان ۱۰۱۱ شهید بود و با شهادت سردار سلیمانی، گلزار شهدا میزبان ۱۰۱۲امین شهید شد. پس از شهادت حاجقاسم نیز پیکر پاک ۱۲۰ شهید دیگر در این گلزار آرام گرفت. حوادث گوناگون و امتحانهایی که در زمانهای مختلف رخ میدهد، نشان میدهد که درِ باغ شهادت همچنان باز است و اگر کسی خود را اندازه این لباس کند، بیتردید میتواند به این قافله بپیوندد.
پس از ماجرای تروریستی ۱۳ دیماه ۱۴۰۲ و شهادت جمعی از هموطنان، پیوندی ناگسستنی میان دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان با یکی از شهدای این حادثه رقم خورد. شهیده فائزه رحیمی، دانشجومعلم ورودی ۱۴۰۰ در رشته امور تربیتی دانشگاه نسیبه تهران، که حالا همراه با دیگر دانشجویان در «راهیان مقاومت» حاضر میشود. در مکتب مقاومت حاجقاسم، نام او بر تارک این آسمان پرنور میدرخشد و اکنون به اسم رمزی تبدیل شده است که معلمان آینده این سرزمین برای دستیابی به آرمانش تلاش میکنند. برای دختری که باید امسال بهعنوان معلم سر کلاس درس حاضر میشد، وسعت این کلاس اکنون به اندازه یک دانشگاه تربیت معلم و حتی فراتر از آن شده است.
دیماه، عطر حاجقاسم و مدافعان مظلوم حرم در کشور میپیچد، فضای مقاومت را دوباره در وطن میگستراند و دل هر دلدادهای را با خود راهی دیار حاجقاسم میکند.
سردار سلیمانی، تنها یک فرمانده شجاع نظامی یا یک ژنرال بلندپایه نبود؛ او یک «معلم میدان» بود. میدانی که ابتدا از تربیت نفس انسان شروع میشود و در نهایت، جامعه مظلومان جهان را در بر میگیرد. معلمی حاجقاسم منحصر به تعلیمات نظامی نمیشود و فراتر از آن میرود؛ یعنی تربیت انسان برای مبارزه با استکبار در هر مکان و فارغ از زمان.
در فرایند تعلیم و تربیت او، تشکیلاتی شکل میگیرد که محدود به مرزها نمیشود و فراتر از آن، مظلومان و مقاومان را در بر میگیرد. در هر جای این کره خاکی که گام برداری، مظلومی را میبینی که در برابر زورگویی قد علم کرده و ایستاده است. در آن لحظه، ناگاه کلمه «مقاومت» درون روح انسان زنده میشود؛ مقاومتی که تبدیل به یک مکتب شده است: مکتب حاجقاسم!
کلمه «مکتب» واژهای چندمعنایی با کاربرد گسترده است و به مجموعه منسجمی از اندیشهها، افکار و عقاید گفته میشود که توسط یک استاد، فیلسوف یا گروهی شکل گرفته و پیروانی دارد. اگر این مجموعه منسجم، روح بینهایتطلب انسان را سیراب کند، به مکتبی تبدیل میشود که برای هر دورانی و هر انسان آزادهای قابلیت بهرهمندی دارد. مکتب حاجقاسم همواره در حال تربیت نیروی انسانی جدید برای نزاع تاریخی حق و باطل است و نمونه تربیتیافته این مکتب، دختری از شهر شلوغ و پرهیاهوی تهران است: شهیده فائزه رحیمی.
اگر انسان بخواهد در مسیر خودسازی و تربیت خویش گام بردارد، در این راه با چالشهای متعدد و امتحانهای گوناگونی مواجه میشود که شرط موفقیت در آن، استقامت است؛ همانطور که در آیه قرآن آمده است: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ».
در میان پیروان واقعی یک مکتب، میتوان آثار آن اندیشهها را یافت. به میزانی که مکتب در راستای اهداف خویش باشد، رهروان آن نیز بر همان مسیر قدم مینهند. فائزه، بهعنوان تربیتیافته و شاگرد این مکتب، از چند خصلت مهم برخوردار بود که میتوان به هرکدام بهصورت جداگانه پرداخت؛ از علاقه عمیق به شهدا و زنده نگهداشتن نام و یاد آنان بهعنوان نور در جاده تاریکیهای جهالت و غفلت امروز، تا ترویج کتابخوانی و مطالعه در زمینههای متعدد.
شهیده رحیمی به فعالیتهای فرهنگی و جهادی نیز علاقه بسیاری داشت. آنچه از زندگی این شهیده بهدست میآید، نشان میدهد که او در حوزههای روایتگری، فضای مجازی پایگاه بسیج، اردوهای جهادی و حتی واکسیناسیون دوران کرونا فعال بود. این شهید دانشجومعلم، ارادت خاصی به حاجقاسم داشت؛ سخنرانیهای سردار را با دقت دنبال میکرد و اتاقش پس از شهادت او، پر از عکسهایش شد. در سفر به کرمان نیز پوستری با عنوان «سلام ما را برسان» در دست داشت.
شهادت او، قله تعهد به مسئولیتهایش بود؛ زمانی که بهعنوان پشتیبان و خادم گروههای زائر، مسئولیت انتهای کاروان را بر عهده داشت و در حین انجام وظیفه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
• فائزه، شاگرد مکتبی بود که حاجقاسم از آن دفاع میکرد و استاد این اندیشهها بود. عشق به شهدا و مقاومت، محور پیوند بین شاگرد و استاد در این اندیشه به چشم میخورد و زمانی که تربیتیافته این عقاید در آزمون پایانی سربلند بیرون آید، میتواند امتیازی بالاتر از هر نمره متصور شدهای را کسب کند.
پیوند استاد و شاگردی در این مکتب، آنجا پررنگ میشود که هر دو در یک روز و یک مکان (کرمان) و در مسیر ارجنهادن به مقاومت به شهادت رسیدند.
• فائزه با شهادتش نشان داد که درسهای معلم مقاومت (حاجقاسم) را بهخوبی فراگرفته و به آن عمل کرده است. او خود نیز «روایتگر زنده» و «الگوی ملموس» برای دانشآموزان و همکلاسیهایش شد.
در دوران کنونی، معلم مقاومت تنها آموزشدهنده دروس نیست، بلکه الگویی است که با ایمان، تربیت و فداکاری، درس پایداری و شهادت را میآموزد و برای همدرسهایش مجسم میکند. حاجقاسم این درس را در سطح منطقه و فراتر از آن آموزش داد و آنجا که شروع به تربیت کرد، شاید کمتر کسی فکر میکرد رهروان مسیرش، یکبهیک تبدیل به ستارههایی شوند که بتوان با آنها راه را پیدا کرد.
اکنون شهیده فائزه رحیمی، همان درس را در سطح مدرسه، دانشگاه و جامعه نمایندگی کرد و با شهادتش، به آن مهر تأیید زد و بهعنوان یک «کتاب» به همنسلیها و همدانشگاهیهایش هدیه داد.
مسیر راهیان مقاومت، امروز نیز ادامه همین انتقال درس از معلم به شاگرد و از یک نسل به نسل دیگر است. همچنان که خورشید نورش را بر پهنه زمین میتاباند، هر سال بر قلبهای غبارگرفته زائران و شاگردان این مکتب نیز میگستراند.















