به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا، سرویس تربیت معلم؛ در روزهای اخیر دوباره مباحثی درباره طرحهای پیشنهادی دانشگاه پیامنور برای همکاری یا ادغام با دانشگاه فرهنگیان مطرح شده است. مسیری که پیش از این نیز توسط پیامنور پیگیری شده بود. مرور اسناد رسمی نشان میدهد این دانشگاه دستکم از اسفندماه ۱۳۹۸ تلاش داشته با استفاده از ظرفیتهای دانشگاه فرهنگیان، بخشی از بحرانهای مالی و آموزشی خود را جبران کند.
در اسفند ۱۳۹۸ نامهای از سوی دانشگاه پیامنور خطاب به دبیرخانه کمیسیون علمی، تحقیقاتی و فناوری ریاستجمهوری منتشر شد که در آن به نتایج جلسات مشترک با وزارت علوم، سازمان برنامهوبودجه، سازمان اداری و استخدامی، دانشگاه فرهنگیان و پیامنور اشاره شده بود. در آن نامه، پیامنور طرحی را پیشنهاد کرده بود که بر اساس آن دانشجویان داوطلب تربیتمعلم ابتدا حدود ۱۰۰ واحد درسی، معادل سه سال تحصیل را در پیامنور بگذرانند و تنها برای سال پایانی و دروس تربیتی به دانشگاه فرهنگیان منتقل شوند.
در این طرح، پیامنور با عنوان خرید خدمت عملاً خواستار برعهده گرفتن بخش اصلی آموزش تخصصی دانشجومعلمان شده بود؛ پیشنهادی که با واکنشهای انتقادی گسترده روبهرو شد.
کارشناس و منتقدان این مدل در همان زمان متذکر شدند که وضعیت علمی، پژوهشی و اشتغال فارغالتحصیلان پیامنور نشاندهنده فاصله جدی این دانشگاه با استانداردهای تربیت معلم است. بهویژه آنکه بخشی از اهداف اولیه پیامنور نیز در عمل محقق نشده و این دانشگاه با کاهش تقاضای دانشجویی، ضعف کیفی و مشکلات ساختاری مواجه است.
بر همین اساس، این پرسش مطرح شد که چگونه دانشگاهی که خود با مشکل کارآمدی روبهروست، میتواند مأموریت حساس تربیت معلم کشور را بر عهده بگیرد؟
آنان همچنین تأکید داشتند که تربیت معلم، مطابق سند تحول بنیادین و زیرنظام تأمین منابع انسانی، با مدل آموزش تخصصی، حرفهای و کارورزی مستمر پیوند خورده و جداسازی دروس پایه و تربیتی بهویژه در قالب آموزش غیرحضوری با فلسفه وجودی دانشگاه فرهنگیان ناسازگار است.
تجربه جدایی دانشگاههای صنعتی از صنعت و نیز فاصله گرفتن برخی دانشکدههای علوم تربیتی از موضوع تربیت، نشان میدهد که دوپاره شدن فرآیند تربیت معلم پیامدهای منفی جدی خواهد داشت.
در بخش دیگری از نامه ۱۳۹۸ ادعا شده بود که تحصیل دانشجومعلمان در پیامنور شهر خود، آسیبهای اجتماعی و فرهنگی آنان را کاهش میدهد. این گزاره نیز به دلیل بیتوجهی به وضعیت فرهنگی، اجتماعی مراکز پیامنور و نیز جایگاه ویژه دانشگاه فرهنگیان نزد خانوادههای متدین و رتبههای برتر کنکور، مورد انتقاد قرار گرفت.
در مقابل این طرح، پیشنهاد شد دولت بهجای رویکرد هزینهای به تربیت معلم، از ظرفیت فیزیکی و امکانات خالی پیامنور برای تقویت زیرساختهای دانشگاه فرهنگیان استفاده کند؛ اقدامی که با ماهیت غیرحضوری پیامنور نیز سازگارتر است و میتواند به رفع کمبود فضای آموزشی فرهنگیان کمک کند.
این روزها نیز نشانههایی از طرح دوباره چنین مدلهایی دیده میشود. تلاشهایی که به گفته برخی منابع، همچنان با هدف عبور پیامنور از بحرانهای ساختاری و مالی دنبال میشود.
این در حالی است که یکی از ادعاهای مطرحشده برای این همکاری، کمبود زیرساختهای دانشگاه فرهنگیان عنوان میشود. در حالی که فرهنگیان یک دانشگاه مأموریتمحور است و هر دانشگاهی صلاحیت ورود به این مأموریت را ندارد.
از سوی دیگر، امکانات فیزیکی و زیرساختهای پیامنور که متعلق به دولت است، باید برای افزایش کیفیت محیط تربیت معلم در اختیار دانشگاه فرهنگیان قرار گیرد، نه آنکه این دانشگاه مأموریتمحور به ابزاری برای حل مشکلات سایر دانشگاهها تبدیل شود.
















