خانه / اخلاق و تربیت / نظریه نسبیت و بررسی آن در معجزه قرآن

نظریه نسبیت و بررسی آن در معجزه قرآن

نسبیت چیست؟ خلاصه ای از نسبیت خاص و عام اینشتین برای عموم

Image result for ‫نسبیت چیست؟ خلاصه ای از نسبیت خاص و عام اینشتین برای عموم‬‎

در ابتدای قرن بیستم میلادی، آلبرت اینشتین که یک کارمند گمنام ثبت اختراعات بود نظریه هایی در فیزیک مدرن به ثبت رساند که جهان فیزیک را متحول کرد و خود را به عنوان یکی از مشهورترین افراد جهان مطرح ساخت.

امروزه ما در حال استفاده روزمره از نظریه نسبیت اینشتین هستیم اما تعداد افرادی که اطلاعات کافی در مورد این نظریه داشته باشند کم است. البته اصول ریاضی این نظریه بسیار پیچیده است ولی میتوان به نحوی این نظریه را بیان کرد که برای عموم هم قابل فهم باشد و تبعات آن هم قابل لمس تر باشد. در این مقاله کوتاه هدف بنده معرفی نسبیت عام و خاص اینشتین به عموم افراد بدون تحصیلات فیزیک و ریاضی پیشرفته است.

نسبیت به طور کلی در فیزیک چه مفهومی دارد؟

منظور از نسبیت در فیزیک بسیار ساده است و از مدتها قبل از اینشتین از زمان گالیله آنرا به کار می برده ایم. نسبیت یعنی قوانین فیزیک را همه افراد در نقاط مختلف جهان هستی به یکسان درک میکنند و این قوانین برای همه یکسان است (البته دقیقتر آن است که بگوییم تمام افراد یا ناظرانی که با سرعت ثابت و بدون شتاب در حال حرکتند).

مثال روشن آن دو ماشین است که با سرعت ثابت پنجاه کیلومتر در ساعت در حال حرکت به سمت هم هستند. اگر قرار باشد که این دو ماشین تمام قوانین مکانیک را یکسان درک کنند پس باید سرعت حرکت آنها نسبت به هم را بتوانیم حساب کنیم که با یک حساب سر انگشتی برابر صد کیلومتر در ساعت خواهد بود. یعنی اگر یکی از ماشینها را ثابت در نظر بگیریم دیگری با سرعت صد کیلومتر در ساعت به آن نزدیک میشود. اگر دو ماشین با یک سرعت هم جهت در حال حرکت باشند سرعت نسبی آنها صفر میشود و عملا نسبت به هم ثابتند. مثال دیگر خود ما هستیم که همراه کره زمین با سرعت زیاد به دور خورشید میگردیم، اما چون سرعت ما با زمین یکسان است، سرعت نسبی ما نسبت به زمین صفر است و احساس حرکت نمیکنیم.

Related image

نسبیت اینشتین چیست؟

نسبیت گالیله را در بالا دیدیم و تقریبا همه آنرا میشناسیم، پس اینشتین چه کرد که اینقدر معروف شد. یکی از قوانین فیزیک که در زمان اینشتین آنرا میدانستند مشاهده زیر است که توسط ماکسول و فارادی پیشبینی و بعدها اثبات شد:

سرعت نور در خلا ربطی به سرعت جسم فرستنده نور ندارد و سرعت نور در تمام اجسام متحرک ثابت است و برابر سیصدهزار کیلومتر در ثانیه. در واقع در شکل زیر سرعت نوری که مشاهده گر سمت راست حساب میکند همواره برابر است و دیگر مساله سرعت نسبی در مورد نور کاربردی ندارد.

 

اینشتین جرات این را داشت تا نسبیت را در باره سرعت نور اجرا کند و فرمولهای حرکت اجسام با سرعت ثابت را دوباره نویسی کند. اگر سرعت نور برای جسمی که با سرعت ثابت به سمت ما در حرکت است با جسمی که در جهت دیگر در حال حرکت است برابر است پس باید هنگام حرکت، ناظر بیرونی، طول اجسام و زمان را به طریقی دیگر از فردی که درون ماشین نشسته است محاسبه کند. فرمولهای زیر که توسط لورنتس بیان شده است، میزان حرکت اجسام و زمان گذشته بر یک جسم در حال حرکت با سرعت ثابت را بیان میکند

نتایج حاصل از نسبیت خاص اینشتین

در نظر بگیرید که نتایج زیر فقط در صورتی به وضوح قابل مشاهده اند که سرعت حرکت جسم به سرعت حرکت نور در خلا نزدیک باشد که در جهان روزمره ما عملا اتفاق نمی افتد

اتساع زمان

جسمی که حرکت میکند هر یک ثانیه ای را که میگذراند عملا بیشتر از یک جسم ثابت طول میکشد. به عبارت دیگر

فردی که ثابت است زمان فردی را که در حال حرکت است را کندتر محاسبه میکند. در سرعتهای خیلی نزدیک به نور ممکن است هر ثانیه فرد در حال حرکت معادل سالها زندگی فرد بدون حرکت باشد

انقباض طول

فردی که حرکت میکند، طول اجسام دور و برش و نیز خودش کوتاه تر از فرد بدون حرکت است.

فردی که حرکت میکند عملا قدش نسبت به فردی که بدون حرکت است کوتاهتر میشود.

هم ارزی ماده و انرژی

فرمول معروف زیر حاصل از نسبیت خاص اینشتین است و بیان میکند هر مقدار ماده را در نظر بگیریم عملا با انرژی هم ارز است و مقدار این انرژی هم بسیار زیاد است.

E=mc^2

تبدیل مقدار ناچیزی ماده به انرژی(مانند آنچه در بمب اتمی رخ میدهد) انرژی بسیار عظیم فوق تصور ایجاد میکند

فردی که حرکت میکند، جرمش افزایش مییابد در واقع وزن فرد متحرک از فرد بدون حرکت بیشتر است

نسبیت عام اینشتین چیست؟

 

همانطور که ذکر شد نسبیت خاص برای اجسام با سرعت ثابت است. حال اجسام با حرکت شتابدار چه؟ طی هشت سال پر ماجرا بالاخره اینشتین فرمولهای نسبیت عام را که برای حرکت شتابدار صادق است را بیان کرد.

شایعترین حرکت شتابدار در جهان هستی ناشی از جاذبه است و جای تعجب نیست که نسبیت عام در واقع جاذبه را توضیح میدهد

بر اساس نسبیت عام، اجسام بر حسب جرم خود فضا و زمان را دچار خمیدگی میکنند

در کنار اجسام سنگین زمان کندتر از جایی است که تحت تاثیر جاذبه نیست. به این حالت اتساع زمان ناشی از جاذبه میگویند

در طبقات پایینتر یک آسمانخراش زمان کندتر از طبقات فوقانی میگذرد چرا که اثر جاذبه در طبقات تحتانی بیشتر است. پس افرادی که در طبقه اول زندگی میکنند دیرتر پیر میشوند

در کنار اجسام سنگین نور هم به علت خمیدگی فضا -زمان خمیده میشود. به این پدیده لنز حاصل از جاذبه میگویند.

 

اگر جسمی بسیار بسیار چگال باشد آنقدر خمیدگی فضا-زمان در کنار آن زیاد است که هیچ نوری دیگر امکان خروج از جاذبه آنرا ندارد و منجر به ایجاد سیاهچاله میشود

 

 

نسبیت عام و خاص هر دو از آزمایشات متعدد روسفید بیرون آمده اند و ما روزانه از آنها استفاده میکنیم. در نظر داشته باشیم که در سرعتهای کم و جاذبه های اندک عملا نسبیت را نیمتوان با چشم غیر مسلح دید. کندی زمان و انقباض طول را فقط در سرعتهای بسیار بالا و جاذبه های زیاد حس میکنیم. نکات آخر هم البته مهم است

منظور از انقباض طول و اتساع زمان این نیست که مثلا اگر شما با سرعت نزدیک به نور حرکت کنید حرکاتتان برای خودتان با حرکت آهسته است. در واقع یک ثانیه را شما همان یک ثانیه همیشگی درک خواهید کرد ولی ناظری که شما را از بیرون نگاه میکند زمان شما را از زمان خودش کندتر احساس میکند.

نسبیت گالیله و نیوتن در واقع پایانی بود بر سکون ارسطویی و نسبیت اینشتین پایانی بود بر زمان مطلق جهانی. ما در جهانی چهار بعدی از زمان و مکان زندگی میکنیم که ماده آنرا خمیده میکند و حرکت اجسام بر اساس این خمیدگی است

در واقع ماده به زمان و مکان میگوید چگونه خم شوند و زمان و مکان به ماده میگوید چگونه حرکت کند. این است عصاره نسبیت عام اینشتن

Image result for ‫نسبیت چیست؟ خلاصه ای از نسبیت خاص و عام اینشتین برای عموم‬‎

نظریه نسبیت زمان در قرآن

وَ إنَّ یوماً عِندَ رَبِّکَ کَاَلْفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ.1

و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید.

خلاصه ی نظریه ی نسبیت2:

گذر زمان امری مطلق و ثابت نیست، بلکه سرعت یا کندی آن در شرایط گوناگون متفاوت است.3

هنگامی که می گوییم اتومبیلی با سرعت 180 کیلومتر در یک جاده حرکت می کند، در حقیقت، مقدار حرکت را نسبت به اشیا و اشخاص ساکن سنجیده ایم و گرنه همین اتومبیل، نسبت به اتومبیل دیگر که با سرعت 100 کیلومتر در ساعت حرکت می کند، تنها 80 کیلومتر سرعت دارد. هم چنین سرعت آن نسبت به اتومبیل سومی که سرعتش 180 کیلومتر در ساعت است، صفر خواهد بود. حال اگر سرعت آن را نسبت به هواپیمایی بسنجیم که 800 کیلومتر در ساعت حرکت می کند، سرعت آن برابر منهای620 کیلومتر در ساعت خواهد بود.

این مقایسه ها و نسبت سنجی ها در قلمرو جهان مادّی و طبیعی است. همین مقایسه را می توان عیناً نسبت به جهان غیرمادّی ومجرّد نیز منظور داشت. آیا زمان در جهان مادّی و غیرمادّی به طور یکسان جریان دارد؟ آیا اصولاً در جهان غیرمادّی،زمان جریان دارد؟ به بیان دیگر، رابطه ی زمانی میان جهان مادّی و جهان مجرّد (مثلاً عالَم برزخ) چگونه است؟

این ها مسایلی است که دست ما به آسانی، به آسمان بلند آن نمی رسد، ولی آیاتی در این باره وجود دارد که چشم اندازهای روشنی را فراروی ما قرار می دهد. برخی از این آیات، آن هایی هستند که به مسأله ی «نسبیت زمان» اشاره دارند. یکی از آن ها همان آیه ای است که در طلیعه ی بحث آمد:

وَیسْتَعْجِلوَنَک بِالعَذابِ ولَن یخِلفَ وَعْدَهُ وإنَّ یوماً عِندَ رَبِّکَ کَألفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ.

آنان از تو می خواهندکه در عذاب دادنشان شتاب شود؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده ی خود تخلّف نخواهد کرد و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید.

چنان که در این آیه می بینیم یک روز قیامت به اندازه ی هزار سال قلمداد شده است.

[یک روز قیامت  هزار سال دنیا  3651000365000 روز دنیا]

به راستی، اگر از ما بپرسند قیامت کی بر پا خواهد شد، چه پاسخی خواهیم داد: هزار سال دیگر؟ یک میلیون سال دیگر یا یک میلیارد سال دیگر؟

گروهی همین پرسش را از پیامبر (ص) پرسیدند:

یسْئَلونَکَ عَنِ السّاعَةِ أیانَ مُرسیها قُلْ إنّما عِلمُها عِنْدَ رَبّی لایجَلّیها لِوَقِتها إلاّهُوَ.4

درباره ی قیامت از تو می پرسند که کی فرا می رسد؟ بگو: «علمش تنها نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او [نمی تواند] وقت آن را آشکار سازد.»

در این آیه، تکیه بر این است که علم به زمانِ برپایی قیامت، تنها در اختیار خداوند است و بس.

آیات دیگر به همین پرسش، به گونه ی دیگری پاسخ می دهند:

إنَّهُم یرَونَهُ بعیداً وَ نَراهُ قریباً.5

آن ها آن روز را دور می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم.

چرا چنین است؟ چرا مردم، قیامت را دور می بینند، ولی خداوند نزدیک می بیند؟ آیا جز این است که گذر زمان، نزد خداوند و مردم یکسان نیست؟

همین تفاوت گذر زمان (نسبیت زمانی) را در داستان اصحاب کهف به روشنی می بینیم. هنگامی که جوانان یکتا پرست در عهد دقیانوس برای برپایی دین خویش به پا خاستند و آنان را تعقیب می کردند مأموران چاره ای نیافتند جز آن که در انزوا و خلوت کوه پناه گیرند. آنان به قدرت خداوند، در خوابی بس دراز فرو رفتند و پس از سیصد و نه سال که از خواب برخاستند، یکی از آنان پرسید: چه مدّت خوابیدید؟

قالَ قائَُِل مِنهُم کَمْ لَبِثْتُم قالوا لَبِثنا یوْماً أو بَعْضَ یومٍ.6

گفتند: یک روز یا بخشی از یک روز.

یک روز و بخشی از یک روز کجا و سیصد و نه سال کجا؟ به راستی، آیا زمان برای کسانی که زندگی عادی و معمولی را سپری می کردند با جوانانی که در دل غار خفته بودند، یکسان می گذشت؟

فردی را در نظر بگیریم که از نیمه ی شب (ساعت 12) تا بامداد (6 صبح) درخواب بوده است. فرد دیگری به طور هم زمان، کنار او همان مدّت را بیدار مانده است. آیا گذشت زمان در نظر این دو نفر یکسان خواهد بود یا آن که فرد بیدار، زمان را طولانی تر احساس می کند؟ آیا زمان برای دو نفر، که هر دو در خواب به سر می برند ولی یکی از آنان خواب های خوش و شیرین می بیند و دیگری که دچار کابوس و خواب های وحشتناک شده است، یکسان می گذرد؟ هرگز. علّت این تفاوت در ارزیابی ها چیست؟

اگر از ما درباره ی عمر «برزخی» اولین انسان هایی که در کره ی زمین از دنیا رفته اند بپرسند، خواهیم گفت: (مثلاً) یک میلیارد سال گذشته است.7 اگر همین پرسش را از خود کسانی که در عالم برزخ به سر می برند بپرسیم، چه پاسخی خواهند داد؟ این مدّت طولانی در نظر آنان،چیزی بیش از یک تا ده روز نبوده است. به این آیه توجّه کنید:

یتَخاَفتُونَ بَینَهُمْ إِن لَّبِثْتُم إلاّ عَشْراً. نَحْنُ أعْلَم ُ بِما یقولونَ إذْ یقولُ أمْثَلُهُم طَریقَةً إن لَبِثْتُمْ إلاّ یوْماً.8

آنان آهسته با هم گفت و گو می کنند.[بعضی می گویند:] تنها ده شبانه روز [در عالم برزخ] توقف کردید. ما به آن چه آنان می گویند، آگاه تریم؛ هنگامی که نیکو روش ترین آنان می گوید: شما تنها یک روز درنگ کردید.

عواملی که باعث می شود زمان را کوتاه یا بلند احساس کنیم، گوناگون است، مانند: سختی یا راحتی مسیر، آگاهی یا غفلت از مسیر، خواب یا بیدار بودن و عوامل دیگر که بررسی آن ها، بحثی مستقل می طلبد.

آن چه نظریه ی نسبیت علمی بر آن تکیه و تأکید دارد، چند چیز است:

1. عامل زمان؛ 2. مبدأ سنجش زمان؛

3. تعداد سرعتِ متحرک؛ 4. مسافت پیموده شده.

در این نظریه برای محاسبه ی زمان از فرمول زیر استفاده می کنند:

در این فرمول، T زمان است (Time) که برای محاسبه ی آن، مسافت پیموده شده را بر سرعت نور تقسیم می کنند.9

نکته ی قابل تأمل این است که این نظریه ، تنها به گذشت زمان در قلمرو جهان ماده (و به تعبیر قرآن، «عالم شهادت»)10 نظر دارد. اگر در برابر انسان، جهان های فرا زمانی و فرا مکانی مطرح باشد (عالم غیب)،11 سرعت یا کندی گذر لحظه ها، ساعت ها، روزها، سال ها و قرن ها (و به تعبیر قرآن، «قرون و احقاب»)12 با چه ملاک ها و معیارهایی سنجیده می شود؟ نظریه ی نسبیت، در برابر توضیح این مطلب ساکت است. البته آیه هایی در قرآن وجود داردکه این پرسش را نیز بدون پاسخ نگذاشته است که پرداختن به آن ها، مجالی دیگر می طلبد.

انذاری بزرگ

نکته ی مهمّی که از این مبحث می آموزیم و فراتر ازنظریه ی نسبیت علمی و حتّی فراتر از بررسی پژوهشی یک موضوع قرآنی بوده و در عین حال، بسیار هشدار دهنده و تکان دهنده است، این است که بیشترما انسان ها فکر می کنیم تا قیامت، زمانِ درازی مانده است؛ مثلاً یک میلیارد سال یا چیزی در همین حدود، در حالی که با تحلیل زمانی قرآن، یک یا حداکثر ده روز بیشتر نمانده است.

آیات 103 و 104 سوره ی طه را با این دیدگاه دوباره تلاوت کنیم:

آنان آهسته با هم گفت و گو می کنند. بعضی می گویند: شما تنها ده شبانه روز [در عالم برزخ] توقف کردید. ما به آن چه می گویند، آگاه تریم؛ هنگامی که نیکوروش ترین آنان می گوید: شما تنها یک روز درنگ کردید.

قرآن از ما می خواهد که در داوری نسبت به زمان قیامت، عینک دوربین و خاک خورده ی اهل زمین را از دیدگان برداریم؛ عینکی که با آن، قیامت را بسیار دور می بینند (إنّهُم یرونَهُ بَعیداً). به جای آن، به دیدگاه قرآن مجهزّ شویم که با آن، زمان قیامت و برانگیخته شدن و برپایی بهشت و دوزخ ، بسیار نزدیک است: «و نَریه قریباً». صدق اللّه العلی العظیم.

(سوره معراج آیه ۴ و ۵) :

تَعْرُجُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ

معنای لفظی آیه: فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى کنند در آن روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است
(در یک روز به سوی او عروج مى کنند که این معادل پنجاه هزار سال برای انسان است)

 

ظاهراً چیز خاصی ندارد! به جز یکم نسبیت!
گفته شده وقتی فرشته های حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد!
یعنی قرآن ۱۴۰۰ سال پیش با یک پیامبر که از نظز آکادمیکی بیسواد بوده،گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند وانسان پنجاه هزار سال!
واقعاً همچین جمله ای در نگاه علم گذشته قابل درک نبود و به شرط ایمان فوقش یک ماورا طبیعه در نظر گرفته میشد.
کی میتونه باور کنه زمان مثل کش لاستیکی میمونه؟.

البته در جاهای مکرر قران این نسبیت زمان را داریم، به کرات در قیامت و برزخ و صبر خدا بر اعمال بندگان و…

خوب حالا شاید یک شانس و اتفاق باشد!؟
بگذریم.

حالا چرا عدد ۵۰۰۰۰ ؟؟؟
جالب است که این عدد ۵۰۰۰۰ را در جای دیگری هم داریم؟

طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد….
زمان برای فرشته های در حال حرکت یک روز است و برای ما ۵۰۰۰۰ سال،خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دست بیاریم؟

همه میدونیم که فرمول اصلی انبساط زمان بر حسب سرعت این هست:
tvc-01

که با یک این ور و آن ور کردن سرعت بر اساس انبساط میشود:
tvc-02

سال های قمری حدود ۳۴۵ روز دارند یعنی میزان اختلاف زمان ما با یک فرشته در حال حرکت ۵۰۰۰۰*۳۴۵ است.
پس جایگزین میکنیم:

tvc-03

یعنی یک مقدار ناچیز کمتر از سرعت نور که آنهم به قول یکی از سایتها میتواند به این دلیل باشد که فرشته یک وجودی دارد و جرمش صفر نیست!
باز هم میگویید شانس و تصادف است ؟ ولی تصادف عجیب و بسیار دقیقی است که در ۱۴ قرن پیش اتفاق افتاده!

البته تصادفها تمام نشده ….

طبق قرآن،فرشته از نور است!

 

آیات دیگر در این باره :

(سوره حج آیه ۴۷) :

و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏کنند با آنکه هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى کند و در حقیقت‏یک روز [از قیامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‏شمرید

(سوره سجده آیه ۵) :

کار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمین اداره میکند آنگاه [نتیجه و گزارش آن] در روزى که مقدارش آن چنان که شما [آدمیان] برمى‏شمارید هزار سال است به سوى او بالا می رود.

همچنین دانشمندان معتقد هستند که در سیاهچاله ها بعد زمان وجود ندارد و مناطقی بروی زمین خاصیت سیاهچاله ها را دارند!

آیات سوره ی کهف نیز این موضوع را تایید می کنند:

(سوره الکهف، آیه: ۱۱-۱۲ ):

پس ما بر گوش آنها تا چند سالی پرده بیهوشی زدیم پس از آن، آنان را بر انگیختیم تا معلوم گردانیم کدام یک از آن دو گروه مدت درنگ در آن غار را بهتر احصاء کرد.

(سوره الکهف، آیه: ۱۹):

” باز ما آنان را از خواب بر انگیختیم تا میان خودشان یکی پرسید: چند مدت در غار درنگ کردید جواب دادند یک روز تمام یا که برخی از روز دیگر، گفتند: خدا داناتر است که چند مدت در غار بودیم…“

حتما ببینید

کوآنتوم _ فیزیک _ بررسی معجزات علمی قرآن

کوآنتوم _ فیزیک _ بررسی  معجزات علمی قرآن جهان از دید کوانتوم جهانی که در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *